kurtce muzik, kurd chat, kurdish music, kurdish video, kurdish chat, kurdish news, kurdish mp3, kurdish video music, downloads music sites kurdistan kurdish musik Best Kurdish sites Music, MP3, Video, Chat
.: اخبار :..: Dangûbas  Nûçe :..: اخبار :.
  
 ده‌نگوباسی سه‌رانسه‌ری دنیا و کوردستان - اخبار سراسر دنیا و کردستان
 
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
northern iraq
northern iraq

BOYCOTT TURKEY Campaign - www.boycott-turkey.org
BOYCOTT TURKEY Campaign
آرشیو

معافیت از خدمت سربازی معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ به همراه فیلم زاغه نشین با زیر‌نویس فارسی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 2 دی 1387
کوردستانی موکربان [ کردستان مکریان ]

www.bokan.de 

www.rojhelat.nu 

Kurdistani Mukiryan 

 

بروی نقشه کلیک کنید... 

برای بارگذاری کامل نقشه باید کمی صبر  کنید... 

 

نقشه براساس آخرین اطلاعات جمعیتی و جغرافیایی تهیه شده است... 


 
پنجشنبه 2 آبان 1387
حملات جدید ترکیه‌ علیه‌ کردهادرداخل وخارج مرزها

www.rojhelat.nu 

ارتش بی بنیه و اساس ترک حقیر 

هادی صوفی زاده‌

حکومت ترکیه‌ همزمان با انتخاب و عضویتش در شورای امنیت سازمان ملل متحد، فشارهای چندجانبه‌ای را درداخل وخارج مرزها‌ برکردها وارد آورده‌ ومنطقه‌ را با فاجعه‌ای انسانی روبرو ساخته‌، که‌ احتمالا" حوادث پیش بینی نشده‌ای بهمراه‌ داشته‌ باشد. حکومت ترکیه‌ که‌ درچند سال اخیرپیشرفتهای قابل توجهی درعرصه‌ بین المللی به‌ دست آورده‌ و چهره‌ مقبولی از خود نشان داده‌، متاسفانه‌ سرسختانه‌ سیاست انکار وتحقیر جامعه‌ کرد را دنبال وکردها را از حقوق ابتدائی خود محروم داشته‌ است.

تداوم سیاستهای خصمانه‌ آن کشورعلیه‌ کردها تنها منحصر به‌ کردهای ترکیه‌ نبوده‌ وسالهاست تمام توان خودرا برای متزلزل نمودن دستاوردهای کردهای عراق بکار برده‌است. رژیم ترکیه‌ درشرایطی به‌ تهدید و فشار علیه‌ کردها‌ پرداخته‌ و مجوزحمله‌ به‌ کردستان را از پارلمان آن کشور به‌ تصویب رسانده‌ که‌ دولت مالکی وشیعیان عراق نیزتااندازه‌ای عرصه‌را به‌ کردهای عراق تنگ نموده‌ و نوعی بی ثباتی درساختار سیاسی عراق به‌ چشم می خورد. دخالتهای فزاینده‌ ایران درقسمت جنوبی کردستان عراق ( مندلی وخانقین ) با اطلاع وهماهنگی مقامات ترکیه‌ بوده‌است. موج مهاجرت مسیحیان به‌ کردستان مشکلات عدیده‌ای برای منطقه‌ کردستان بوجود آورده‌، و مسائل دیگری همچون بحران مالی غرب و نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری درامریکا شرایط مناسبی برای ترکها بوجود آورده‌ تا آزمندیهای سیاسی خود درمنطقه‌ قوت بخشیده‌، و ستیز دیرینه‌ خود با کردها به‌ شیوه‌های مختلف به‌ نمایش بگذارد. حمله‌ به‌ غرفه‌ کردستان در نمایشگاه‌ بین المللی کتاب در فرانکفورت آلمان، تشدید بمبارانهای شبانه‌ روزی مناطق کوهستانی کردستان و شدت خشونت علیه‌ کردها در داخل ترکیه‌ نمونه‌های بارز آن است.
به‌ دنبال شکنجه‌ وتحقیر آقای عبدالله‌ اوجلان درزندان توسط نیروهای ترک که‌ اخبار مربوط به‌ آن ازطرف وکلای آقای اوجلان درج یافته‌بود، خلق کرد که‌ نگاهشان معطوف به‌ سرنوشت آقای اوجلان است درهمه‌ شهرهای کردستان وبرخی از شهرهای بزرگ ترکیه‌ نظیر استانبول، آدانا ومرسین بابستن مغازه‌ها، تعطیلی وادارات به‌ تظاهرات پرداختند. درچند روزگذشته‌ اکثر شهرهای بزرگ کردستان صحنه‌ درگیری میان مردم عادی و نظامیان ترک بود که‌ مبارزه‌ خلق کرد را وارد فاز جدیدی نموده‌ و ورویارویی با پلیس ترک با سنگ یاد آور انتفاضه‌ فلسطینی ها می نمود. درجریان درگیریهاصدهانفر دستگیر، دهها نوجوان کمتر ازهیجده‌سال زخمی و یک نفر هم توسط نظامیان ترکیه‌ به‌ شهادت رسیده‌است. تصاویر تلویزیونی جنگهای خیابانی و تیراندازی نظامیان ترک علیه‌ تظاهرات کنندگان حالت غم انگیزی ازمظلومیت کردها و اشغالگری نظامیان ترک را نشان می داد. هنوز تصاویر جنایات ترکها درجریان مراسم نوروز امسال از چشمها زدوده‌نشده‌ که‌ صحنه‌های دلخراش شکنجه‌ کودکان و نوجوانان چندروز گذشته‌ توسط پلیس که‌از طریق تلویزیون "روژ" تی ڤی پخش می شد اوج توحش نظامیان ترک را نشان می داد. درگیریها مصادف بود با سفررجب طیب اردوغان به‌ شهر دیاربکر که‌ خود صدای مردم معترض را شنید ودرجریان اقامت دوساعته‌ خود دردیاربکر، به‌ هنگام سخنرانی دردانشگاه‌ دیاربکر بسیاری از حضار سالن سخنرانی ایشان را به‌ نشانه‌ اعتراض ترک کردند. گفتنی است به‌ جهت بررسی وضعیت جسمی آقای اوجلان هیئتی ازدادگاه‌ حقوق بشر اروپا راهی ترکیه‌ گشته‌اند.
همزمان با جنایات نظامیان ترک علیه‌ شهروندان کرد درداخل، نیروی هوایی آن کشورحملات هوایی گسترده‌ای راباشدت بی سابقه‌ای به‌ بهانه‌ حضور نیروهای حزب کارگران کردستان در مناطق کردستان عراق راه‌انداخته‌ که‌ روزانه‌ تلفات انسانی و مادی زیادی ببار آورده‌ و ساکنان منطقه وسیعی‌ را آواره‌ نموده‌است. البته‌ باید گفت که‌ نظامیان ترک با مقاومت گریلاهای حزب کارگران کردستان روبرو گشته‌ و درجریان حملات به‌ خاک کردستان عراق متحمل ضربات زیادی گشته‌ و علیرغم کشته‌ شدن بسیاری از سربازان ومقامات بلند پایه‌ نظامی آن کشور‌ که‌ میزان تلفات بطور ضدونقیض توسط رسانه‌های ترک اعلام می گردد، درهفته‌های اخیر دوفروند هلی کوپتر و یک فروند هواپیمای جنگی اف 16 نیز توسط پدافند هوایی گریلاهای حزب کارگران کردستان منهدم گردیده‌اند.
خارج ازمشکلاتی که‌دولت ترکیه‌ با مسئله‌کردهادرداخل وخارج دارد، جنگ افروزیهای اخیر، ریشه‌در تاریخ آن کشور از بدو تاسیس امپراطوری عثمانی ـ توام با زوروتسخیراراضی ممالک دگرـ تاکنون دارد. سقوط و تلاشی امپراطوری عثمانی دشوارهای تاریخی برای ترکها به‌ میراث گذاشته‌ ودرفرهنگ اجتماعی و برخورد امروزی آنان تاثیرگذار بوده‌ و به‌شیوه‌های آشکار خودرانشان می دهد و آنگونه‌ می نماید که‌ تحقیرات تاریخی آنان تنها با ضعیف کشی و یا با فرهنگ تهدید وارعاب قابل جبران است.بی جهت نبود که‌ روزنامه‌های عربی در چند روز اخیر به‌ کنایه‌ اعلام نمودند که‌ ترکیه‌ قصددارد امپراطوری خودرابازسازی نماید. حمله‌ نظامی آن کشور به‌ قبرس در سال 1967 و تهدید نظامی کشورسوریه‌ بالشکرکشی به‌ مرزها درسال 1997 وتوسل به‌ زورکه‌ اخیرا" ترکها در مورد کردستان اجرا می کنند ادامه‌ تفکرخشونت طلبانه‌ایست که‌ بجامانده‌میراث دولت عثمانی است. دریافت مجوز از پارلمان آن کشور برای حمله‌ به‌ کردستان که‌ نیروی پاسدار صلح در افغانستان دارد توجیهی جزتسکین حقارتهای تاریخی شان ندارد. اخیرا" یکی از روزنامه‌نگاران فاشیست ترک به‌ نام "ایشین ارشان" درروزنامه‌ بلواکسپرس نوشته‌ که‌ درازای خون هرترک باید خون پنج کرد ریخته‌‌ شود ( 1 ).
آنهمه‌ جنگ افروزی برای چه‌؟ مشکل کردها درترکیه‌ و کشورهای دیگرنیازمند راه‌حل سیاسی است و تاسیس دانشگاه‌ و دبیرستان هم نمی تواند پاسخگوی نیازها وخواستهای کردان باشد. واقعیت این است که‌ترکها نگرانی زیادی از تجزیه‌ کشورشان دارند. حقیقت امراین است که‌ هیچگونه‌ وجه‌ مشترکی میان کردها وترکها نیست واما تفاوتها بسیارند. مهمترین تفاوتها زبان است وباتوجه‌ به‌ اهمیت آن ترکها حاضر به‌ پذیرش وقبول زبان کردی به‌ عنوان زبانی مستقل نیستند، چراکه‌ پذیرش آن درقانون اساسی آن کشور می تواند زمینه‌ تجزیه‌ ترکیه‌ رافراهم نماید. همچون ترسی را می توان درگفته‌های سران احزاب وسیاستمداران ترکها جستجونمود. درسال 2001 که‌ خواسته‌ کردها برای آزادی زبان کردی حول جمع آوری امضا و حرکتهای مدنی سران ترک را مجبور به‌ واکنشهای متفاوت نمود. بلند اجویت نخست وزیر وقت ترکیه‌ اعلام نمود که‌ زبان کردی زبانی علمی نیست و اگر زبان کردی در شرق ترکیه‌ بکار گرفته‌ شود مردم آن منطقه‌ از پیشرفت و تمدن عقب می مانند!!. درهمان وقت معاون حزب حرکت ملی اعلام نمود که‌ رسمیت یافتن زبان کردی زمینه‌ تجزیه‌ ترکیه‌ رافراهم می نماید. وزیرکشور سابق دردولت سلیمان دمیرل و عثمان ئوزچلیک معاون حزب دموکراتیک و نماینده‌ فعلی شهر سیرت در مناظره‌ای که‌درهمان سال از کانال آی تی ڤی ترکیه‌ انجام گرفت وزیر سابق ادعا نمود که‌ درترکیه‌ موجودی بنام کرد وجود ندارد و کردهایی که‌ امروزه‌ درشرق ترکیه‌ سکونت دارند با استناد به‌ کتاب اولیا چلبی سیزده‌ قبیله‌ عرب بوده‌اند که‌ به‌ ترکیه‌ فعلی کوچ نموده‌اند. آقای اوزچلیک هم در جواب گفتند که‌ شما مطمئن هستید که‌ مردم شرق ترکیه‌ قبایل عرب هستند اما چراآنان را ترک کوهی لقب داده‌اید!!.
کوتاه‌سخن اینکه‌ سیاست ترکها توانسته‌ جامعه‌ کرد را بافقر اجتماعی ـ اقتصادی روبروسازد اما نتوانسته‌ اراده‌ ملی رااز آنان بگیرد وبعداز دهها سال سیاست موسوم به‌ آسمیلاسیون کردها که‌ حتی نام شهر وروستا وحیوانات و کوههای کردستان را تغییرداده‌ و میلونها کرد به‌ مناطق مرکزی ترکیه‌ تبعید نموده‌، نتیجه‌نداده‌ و برفرهنگ غنی کردهاتاثیرگذار نبوده‌ وهنوز هم بسیاری از کردها قادر به‌ سخن به‌ زبان ترکی نیستند. وبرعکس کردهایی هم هستند که‌ شدت آسمیلاسیون زبان مادری را از ایشان گرفته‌ اما تکلم به‌ زبان ترکی خوشبختی رابرای آنان همراه‌نداشته‌ وآنان را می آزارد. برادران کرد ما درشمال کردستان به دنبال این حقیقت هستند که کردستان ترکیه هست،کردستان عراق هست،کردستان ایران هست کردستان سوریه هست، چرا کردستان کردستان نیست؟
تیمورشرقی، کوزووئیها، اوستیها و آبخازها که‌ همگی جمعیتشان یک پنجم جمعیت کردها درترکیه‌ نمی شود استقلال خودرابه‌ دست آوردند، سوال این است که‌ چه‌ تفاوتی میان ملیتها وجودداردکه‌استقلال آنان حق اما کردها از حق استقلال محروم باشند؟ بباور بنده‌ ترکها به‌ خوبی پاسخ آن را دارند وقبل ازهمه‌ آقای نجم الدین اربکان نخست وزیر و رهبرحزب منحله‌ رفاه‌ ترکیه‌ واقف است که‌ چند سال پیش به‌ صراحت گفت روزی خواهد آمد که‌ هرکه‌ بگوید من کردم خوشبخت است.

Peshmerge Qaremanekani PKK - پیشمرگه های قهرمان حزب کارگران کردستان

  

21.10.2008 
 

زنده باد کرد زنده باد کردستان 

زنده باد حزب کارگران کردستان ( پ.ک.ک.‌ ) 

زنده باد حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) 

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه فاشیست و کثیف و پست

 


 
سه شنبه 30 مهر 1387
شکل گیری ملکوتیسم در تیشک تی وی[Tishk TV]!

www.rojhelat.nu   

#### 

 

الف.محمدی


به همان اندازه که ابعاد تراژیک و دردناک حیات ما فراوان است،ابعاد کمیک و مضحک آن فراوان تر،اگرچه آن جنبه های کمیک نیز در نهایت دردناک و تراژیک هستند..همه ما را بر آن ابعاد تراژیک آگاهیم ؛ستم ،سرکوب و ظلمی که قرن ها ست علیه ملت ما از سوی استعمارگران ایرانی ،ترک و عرب روا داشته می شودو همچنین از ظلمی که در حق خویش روا می داریم،از پراکندگی،تفرقه ،اختلاف و برادر کشی. اینها و هزاران پلیدی و پلشتی دیگر ابعاد تراژیک حیات ما هستند .

اما جنبه های کمیک حیات ما، که در عین کمیک بودن دردناک و تراژیک نیز هستند ،کم نیستند و در اینجا اشاره ای مختصر به دو نمونه از آنها می شود؛

1 .شکل گیری فرقه حکمتیست ؛ با خاموشی مبارزات گروههای چپ کردی و ایرانی علیه جمهوری اسلامی ، چنددستگی به شدت این گروهها را فرا گرفت.آنان که سابقه انشعاب ها و دسته بندی های گذشته را در تاریخ خود داشتند.این بار به شکلی شدیدتر به جان هم افتادند و به گروههای مختلفی تقسیم شدند.این دسته بندی ها ریشه در اختلافات ایدئولوژیک نداشت،بلکه بییشتر بر سر قدرت بود. در میان این دسته بندی های جدید شکل گیری حکمتیست ها از همه کمیک تر و دردناک تر بود.آنان که گروهی در حدود صد نفر بودند ،خود را مریدان منصور حکمت می دانستند.منصور حکمت که بهره ای بسیار ناچیز از دانش داشت ،در این توهم بود که تفسیر نوینی از مارکسیسم عرضه کرده ،حال آنکه میزان اطلاع او از مارکسیسم چنان ضعیف بود که دیگررفقای او همواره سخنرانی های او را مورد تمسخر قرار می دادند.اما منصور که در نطق پرشور و حرارت بود ،توانست با اعتماد به نفس و خودپرستی فردی اش مریدانی برای خود گرد آورد که تا آخرین روزهای حیات او در پای منبر وی ماندند.منصور به شکلی دردناک و بر اثر بیماری سرطان درگذشت. مریدان بلافاصله فرقه تشکیل دادند و در زیر بیرق منصور سینه زدند و خود را حکمتیست نامیدند. تا اینجای قضیه ظاهرا مشکلی نیست و قضیه چندان کمیک به نظر نمی رسد! اما جنبه کمیک قضیه در آن است که مریدان منصور تماما کرد بودند و این کردهای طرفدار منصور که اکنون زیر لوای "ایسم "جدید صف آرایی کرده بودند ، مخالف سرسخت حقوق ملی کرد بودند. آنان با پیروی از مراد خود به مخالفت با تمامی جریان ها و احزاب کردستان پرداختند.آنان با هر چیزی که نام و اسم کرد را بر خود داشت یا داشته باشد به مخالفت شدید پرداختند.برای آنان فرق نمی کرد که کومله عهده دار آن باشد یا پژاک،دموکرات رهبری آن راداشته باشد یا پ ک ک ،اتحادیه میهنی باشد یا بارزانی. هر چیزی و هر کسی که اسم کرد را داشته باشد از نظر آنان منفور است.آنان درست ماننند گروههای فاشیست یا نئونازی علیه جریان های کردی دیگر موضع گرفته و می گیرند.
به راستی چه چیزی از این کمیک تر که گروهی کرد به این شکل علیه حقوق ملت خود موضع گیری کنند و حتی دشمنی نمایند و در همان حال چه چیزی از این دردناک تر.

2.حدکا پس از سال ها خاموشی با افتتاح کانال ماهواره ای خود چشم و دل هوادارانش را روشن نمود.همه انتظار چیزی خارق العاده داشتند و عده ای آن چنان غرق توهم که آمدن تیشک را مساوی با نابودی رژیم فرض کرده بودند.!!! تیشک آمد؛پس از یک دوره طولانی تست ،برنامه های عادی خود را شروع کرد، برنامه هایی ضعیف،مجریانی غیر حرفه ای،پخش اخبار به شکلی بسیار غیرحرفه ای ،فقدان سیاستگذاری در برنامه سازی، حزبی گرایی شدید در پخش برنامه ها و اخبار،معلق ماندن در پذیرش مفاهیم ملی مانند باشور،باکور و روژهه لات ،ترس از پخش پرچم کردستان یا نقشه کردستان، عدم اجازه به پخش هر گونه انتقادی از احزاب جنوب کردستان،،تلاش ناشیانه در پوشش دادن اخبار تمامی قسمت های کردستان،وجود دو دستگی در سیاستگذاری حتی پس از انشعاب گروه ملا عبداله حسن زاده،عناد شدید با حزب کارگران کردستان و حزب حیات آزاد کردستان وبایکوت خبری آنها، بایکوت خبری گروه انشعابی حتی پس از شهادت غم انگیز چهار پیشمرگ این گروه و حتی ابراز مخالفت و دشمنی شدیدیکی از مجریان تیشک با فعالیت این گروه در کردستان!، و... همه اینها مشکلات تیشک بود که هوادارن حدکا هنوز آن را تحمل می کنند .اما در کنار اینها مشکلی دیگر وجود داشت و آن بخش فارسی تیشک بود.و جنبه کمیک قضیه همین است!!! حدکا از آن همه مهاجران کرد اروپا ظاهرا کسی را نیافته بود که بخش فارسی اش را اداره کند و یا فارسی حرف بزند !!! اما در این میان کاک شاهو حسینی به دلیل اقامت طولانی اش در اروپا فردی را یافته بود؛سیروس ملکوتی.توده ای سابق و پس از آن چریک فدایی سابق و اکنون ظاهرا سوسیالیست! اهل شمال ایران! فارسی را شاعرانه حرف می زند و مجری گری را اگرچه هیچ گاه در سابقه نداشته ،اما دیکلمه خوانی را بسیار بسیار خوب!بلد است.سیاست را در وجه شاعرانه اش خوب می داند و آن را با آخ و افسوس و شعرگویی اشتباه گرفته است، از خیل همانانی است که ایران را ترک گفته اند و در اوقات فراغت سیاسی می شوند،اما سیاست شاعرانه.با همه صمیمی می شود و به همه "جون" می گوید. برنامه هایش بیشتر به قهوه خانه های قدیم جنوب تهران می ماند،با شرکت کنندگان آشنا از گذشته حرف میزند.مطلبی برای برنامه ایش ندارد و هرچه می داند می گوید و هرشب هما نها را تکرار می کند. ، دریکی از برنامه هایش در باره 59 نفر اعدامی مهاباد،مطلبی از ایرج مصداقی کش رفته بود و آن را می خواند!!! بیچاره ایرج مصداقی مبارز که خبری از کش رفتن مطلبش ندارد.
در برنامه هایش خبری از کردستان نیست،گاهی داریوش را دعوت می کند و با او از اعتیاد حرف می زند و چقدر از آوازهای قدیمی او خوشش می آید!!! او اصولا از آوازهای کلاسیک خوشش می آید! به شدت خودشیفته است ،در تصورش تمامی مردم کردستان شیفته سخنان او هستند و او اکنون گاندی کردستان شده و ندای صلح سر می دهد!!! این واقعیتی تلخ از مجری و مدیر بخش فارسی تیشک است که در این قالب کمیک ارائه شد.اما آنچه به شدت نگران کننده است شنیده ها در مورد اداره تیشک حتی در بخش کردی توسط اوست؛او مخالف سرسخت به کارگیری پرچم کردستان،نقشه کردستان،به کارگیری مفاهیم باکوور،باشور و روژهه لات، پوشش خبری و برنامه ای دیگر قسمت های کردستان است.بایکوت خبری دیگر احزاب کردی از جمله پ ک ک و پژاک به شدت از سوی او پی گیری می شود،بر طبق شنیده ها او مخالف هر گونه برنامه برای وحدت دوباره حزب است،او به شدت مصر است که در عقبه حزب همیشه نام ایران آورده شود.. اما جنبه دردناک و کمیک آن است که او مریدانی برای خود گردآورده که از او پشتیانی می کنند که متاسفانه یکی از آنها شخص مصطفی هجری و دیگری شاهو حسینی است! در نهایت قضیه ترس این حقیر! نه از تداوم کار ملکوتی ،بلکه ترس از شکل گیری ملکوتیسم است.چون این دوران دوران سربرآوردن مبتذل ترین و بی مایه ترین ایسم هاست!!! و این هم جنبه ای دیگر از جنبه های کمیک حیات ما بود و چه بسا در آینده ای نزدیگ گروهی به نام ملکوتیست پیدا شوند و به نام ایران و تخت جمشیدش شعر بسرایند و وطن وطن کنان در زیر بیرق ملکوتی سینه زنند.

آقایان بس است،کمی اعتماد به نفس داشته باشد ،آن پیشمرگ ساده کویه از لحاظ شعور و درک سیاسی از سیروس ملکوتی بسیار بالاتر است و دلسوز تر.فقط بلد نیست به زبان شیرین فارسی تهرونی! برایتان دیکلمه بخواند. و فارسی را با لهجه حرف می زند..برخلاف سیروس جون که یک کلمه کردی نمی داند !!!
آقایان بس کنید! تو را به خون شهیدان بس کنید!تیشک تی وی نتیجه خون شهیدان است ،حرمت خون شهیدان را نگه دارید..تیشک تی وی را در خدمت دشمنان دوست نما قرار ندهید .

chewsandnewe.jpg  

 

زنده باد کرد زنده باد کردستان 

زنده باد حزب کارگران کردستان ( پ.ک.ک.‌ ) 

زنده باد حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) 

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه فاشیست و کثیف  


 
دوشنبه 29 مهر 1387
پیشمرگ‌های آزادیخواه کرد، یک جنگنده F-16 ترکیه‌ را ساقط کردند

 www.rojhelat.nu

 

Falcon Crash Down 

 

یک هواپیمای جنگی ارتش ترک از نوع اف 16 در حالی که‌ مشغول بمباران مناطق خارکورک در جنوب کردستان بود توسط پدافند نیروی گریلا مورد هدف قرار گرفت و سرنگون شد

در ادامه‌ بمباران مناطق حفآظتی میدیا دیروز یک هواپیمایی جنگی ترکیه‌از نوع اف 16 در منطقه‌خاکورک توسط آتش پدافند نیروهای گریلا مورد هدف قرار گرفت و سرنگون شد .

لازم به‌ گفتن است که‌ هفته‌گذشته‌نیز یک هلی کوپتر جنگی ترکیه‌از نوع اسکورسکی در شمال کردستان توسط گریلاهای نیروی مدافع خلق سر نگون شده‌بود

PKK 

 

زنده باد کرد زنده باد کردستان 

زنده باد حزب کارگران کردستان ( پ.ک.ک.‌ ) 

زنده باد حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) 

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه فاشیست و کثیف 

 


 
یکشنبه 28 مهر 1387
در عملیات HPG، یک هلیکوپتر منهدم و 31 نظامی ترک بهلاکت رسیدند

 www.rojhelat.nu 

Hezi Taybeti Parasti Gel - هێزی تایبه‌تی پاراستی گه‌ل - نیروهای مخصوص مدافع خلق 

هر چند ارتش ترکیه‌ همچنان بر ‌تداوم حملات در شمال کردستان اصرار دارد، ولی پیوسته متحمل ضرر و زیان می شود. بعد از عملیات بزله [Bezele] که‌ منجر به بهلاکت رسیدن 62 سرباز ترک شد، پیشمرگهای HPG ‌در بلندیهای کوه ‌چه‌لێ، یک هلیکوپتر ارتش ترکیه ‌را منهدم کردند، همچنین هه‌په‌گه ‌اعلام کرد که‌در چند روز گذشته‌ 31 نظامی ترک در درگیریهای مختلف بهلاکت رسیدند.

مرکز مطبوعات و اطلاع رسانی نیروهای مدافع خلق، HPG ‌درباره ‌درگیریهای اخیر شمال کردستان اطلاعیه‌ای صادر کرد، که در این اطلاعیه‌ آمده ‌است "‌در پی درگیریهای سخت 31 نظامی ارتش ترک کشته ‌شده ‌و یک هلیکوپتر سکورسکی نیز منهدم شد."

HPG ‌همچنین اضافه ‌می کند که ‌در این درگیری دو گریلای آنها بشهادت رسیدند. 

‌شناسنامه پیشمرگهای بشهادت رسیده از این قرار است،

کاوه ‌خلیل 

نام سازمانی: به‌ارهان نه‌وال 

متولد سال 1980، شهر قامشلو در جنوب غربی کردستان

محمد رشید وانچین 

نام سازمانی: کارکر آمد 

متولد سال 1979، شهر آمد در شمال کردستان  

 

زنده باد کرد زنده باد کردستان 

زنده باد حزب کارگران کردستان ( پ.ک.ک.‌ ) 

زنده باد حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) 

شه‌هید نامرێ وا له‌ دلی میله‌تا ده‌ژی 

شهید نمی میرد چون در دل ملت زنده است 

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه فاشیست و کثیف 

 


 
جمعه 26 مهر 1387
HPG: یک هلیکوپتر ترکیه‌ ساقط و تعداد زیادی ارتش ترک هلاک شدند

  www.rojhelat.nu 

Hezi Taybeti Parasti Gel - هێزی تایبه‌تی پاراستی گه‌ل - نیروهای مخصوص مدافع خلق 

 

در شمال کردستان درگیریهای شدیدی در جریان است.

در نتیجه ی عملیات گریلاهای HPG در مناطق جۆله‌مێرگ، 6 نظامی ارتش ترکیه کشته و 18 تن دیگر مجروح شدند.

از سوی دیگر فرماندهی ارتش ترکیه به سقوط یک هیلیکوپتر که در آن 4 نظامی کشته شده اند، اعتراف کرد.

همچنین اپراسیون های مناطق آمد / دیاربکر / و شرناخ ادامه دارند و در شرناخ گزارش شده که درگیریها شدت گرفته اند. تا کنون هیچ اطلاعاتی درباره این درگیریها بدست نیامده است. ولی منابع محلی اذعان می دارند که مناطق درگیری از سوی هیلیکوپترهای ارتش ترک، بمباران شده اند.

به گزارش آژانس خبرگزاری فرات، اپراسیون ارتش در کوهستان کاتۆ در شرناخ ادامه دارد و خبر می رسد که درگیری شدیدی در این منطقه در جریان است. این مناطق با هیلیکوپتر کبرا بمباران شده اند.

در مناطق چه‌لێ در جوله میرگ نیز میان گریلاهای HPG و ارتش ترکیه، درگیری شدیدی رخ داد.

طبق خبرهای اولیه، در نتیجه ی این درگیریها 6 نظامی کشته و 18 تن دیگر مجروح شدند که در میان آنها یک فرمانده ارتش نیز دیده می شود.

از سوی دیگر مشخص شد که ژنرال نجد‌ت ۆز‌ل به سرعت خود را به مناطقی که در آن اپراسیون در جریان است، رساند.

منابع خبری اعلام می دارند که یک هیلیکوپتر سکورسکی که مشغول پیاده نمودن نیروی نظامی کمکی بود، مورد هدف گریلاهای HPG قرار می گیرد. احمد دنیز، سخنگوی PKK، در گفتگویی با آژانس خبری رویترز این خبر را تائید و اعلام داشت که در نتیجه 4 نظامی کشته شده اند. منابع خبری محلی اعلام کردند که پس از انجام این اپراسیون، ترافیک هوایی ارتش به صورت گسترده ای در جریان است و ده ها کشته و مجروح از منطقه منتقل شده اند.

همچنین اعلام شد که در آمد نیز اپراسیون ها ادامه دارند، هواپیماهای جنگی و جاسوسی بر آسمان مناطقی که در آنها اپراسیون در جریان است، می چرخند.

لحظاتی پیش نیز HPG نتایج درگیری درسیم را اعلام کرد. طبق بیانیه ی HPG , ارتش ترکیه در چهاردهم ماه گذشته، به چند اپراسیون دست زده است.

در مجموع این اپراسیون ها، به طور کلی 6 نظامی ترک کشته و 11 تن دیگر مجروح شدند.

Peshmergey HPG be diji Helicopterewe - پێشمه‌رگه‌ی هه‌په‌گه‌ به‌ دژه‌ هێلیکؤپتێره‌وه‌ - پیشمرگه ه.پ.گ با زد هیلیکوپتر 

 

زنده باد کرد زنده باد کردستان 

زنده باد حزب کارگران کردستان ( پ.ک.ک.‌ ) 

زنده باد حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک )

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه فاشیست و کثیف  


 
شنبه 20 مهر 1387
له‌ بۆکان، هه‌زاران که‌س ده‌چنه‌ سه‌ره‌خۆشی گه‌ریلا تاهیر یارا

www.rojhelat.nu 

 

Shehid Tahir Yara - شه‌هید تاهیر یارا - شهید طاهر یارا 

 

له‌ لایه‌ک ڕه‌ژیمی تورکیا، ته‌رمی گه‌ریلاکانی ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان و باشووری ڕۆژاوای کوردستانی نه‌دایه‌وه‌ بنه‌ماڵه‌کانیان و له‌ لایه‌کی دیکه‌ش پرسه‌ی سه‌ره‌خۆشی گه‌ریلای هێزه‌کانی پاراستنی گه‌ل هه‌په‌گه‌،تاهیر یارا، ناسراو به‌ ئاراس دێرسم، به‌ به‌شداری هه‌زاران که‌س له‌ شاری بۆکانی ڕۆژهه‌ڵات کوردستان به‌ڕێوه‌ چوو.

گه‌ریلا تاهیر یارا، له‌ گه‌ڵ دوو هه‌ڤاڵی دیکه‌ی ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان و چوار گه‌ریلای باکوری و گه‌ریلایه‌کی باشووری ڕۆژاوا، له‌ کاتی هێرش و وه‌ده‌ست خستنی پایه‌گای گه‌وره‌ و به‌ ناوبانگی بێزه‌لێ،ژیانی به‌خت کردبوو.

له‌و شه‌ڕ دا هه‌روه‌ها زیادتر له‌ 62 سه‌رباز و کۆماندۆی تورک کوژران و به‌ ده‌یانی دیکه‌ش بریندار بوو،

شایانی باسه‌ که‌ ته‌رمی هه‌ر سێ گه‌ریلای ڕۆژهه‌ڵاتی و یه‌کی باشووری ڕۆژاواش له‌ شه‌مزینان له‌ لایه‌ن سه‌ربازانه‌وه‌ به‌ شیوه‌یه‌کی بێ ڕیزیانه‌ به‌ خاک سپێدراون. ئه‌وه‌ له‌ کاتێک پارتی کۆمه‌ڵگای دیمۆکراتیک زۆر هه‌وڵی دا که‌ ئه‌و ته‌رمانه‌ له‌ ده‌ستی ده‌وڵه‌تی تورک ده‌ربخات، به‌ڵام ئه‌رته‌شی تورک پێیان راگه‌یاند بوون که‌ ئه‌گه‌ر ئیسرار بکه‌ن، ئه‌وا ته‌رمه‌کان ده‌به‌نه‌وه‌ بێزه‌لێ و له‌ شوێنی هێرشه‌که‌ دا فڕێیان ده‌ده‌ن.

له‌ هه‌مان کات دا دوکتور خالید ئه‌حمه‌دی، چالاکی سیاسی که‌ به‌ مه‌به‌ستی دیتنی ته‌رمه‌کان چوو بوو بۆ شاری شه‌مزینان و ته‌رمه‌کانی له‌ ساردخانه‌ دیت بوو، به‌ ته‌له‌ویزیۆنی نه‌ورۆزی ڕاگه‌یاند که‌ ته‌رمی هه‌موو گه‌ریلاکان له‌ لایه‌ن سه‌ربازانی تورک شێوێندراوه‌ و ته‌نانه‌ت سه‌ری گه‌ریلایه‌کیش به‌ ته‌واوی لێ کراوه‌ته‌وه‌.

شایانی باسه‌ که‌ له‌ هه‌موو شاره‌کانی ده‌وروبه‌ریش، خه‌ڵک و دایکانی ئاشتی ده‌چنه‌ سه‌ره‌خۆشی شه‌هید تاهیر یارا، ناسراو به‌ ئاراس دێرسم له‌ بۆکان. 

 

زنده باد کرد زنده باد کردستان 

 

زنده باد حزب کارگران کردستان ( پ.ک.ک.‌ ) 

 

زنده باد حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) 

 

شه‌هید نامرێ وا له‌ دلی میله‌تا ده‌ژی

 

مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه 

 


 
شنبه 20 مهر 1387
هێرشی تورکیه‌ بۆ قه‌ندیل و پاشه‌کشه‌ی کورد له‌ که‌رکوک

www.rojhelat.nu 

 

Hiwa Gulmuhemedi - هیوا گول محه‌مه‌دی - هیوا گل محمدی

 

هێرشی تورکیه‌ بۆ قه‌ندیل و پاشه‌کشه‌ی کورد له‌ که‌رکوک
ده‌سه‌ڵاتدارانی تورکیه‌ خۆشحاڵن به‌وه‌ی که‌ چاره‌نوسی که‌رکوک به‌ دڵی ئه‌وان ده‌چێته‌ پێش و شانازای به‌ خۆیانه‌وه‌ ئه‌که‌ن که‌ توانیویانه‌ ئه‌مریکا و ئیراقیه‌کان و لایه‌نی کوردی ته‌سلیم به‌ ویستی خۆیان بکه‌ن.
لایه‌نی کوردیش به‌رده‌وامه‌ له‌ شاردنه‌وه‌ی ڕاسیته‌کان که‌ چ ده‌قه‌ومێ و سنووری باشوری کوردستان کۆێیه‌ و که‌رکوک و خانه‌قین و موسڵ کوردستانین، ئیراقین، یان سه‌ربه‌خۆن؟
ده‌سه‌ڵاتدارنی کورد له‌ باشوری کوردستان هه‌له‌کان له‌بار ئه‌به‌ن و پاشان به‌ پاساو هێنانه‌وه‌ و شێواندنی ڕاستیه‌کان کۆمه‌ڵگا توشی سه‌رلێشێواوی و ڕوخان ئه‌که‌ن.
هه‌رکه‌ مام جه‌لال تاڵه‌بانی سه‌رۆک کۆماری ئێراق به‌ هۆکاری نه‌خۆشی ماوه‌یه‌ک دوور ئه‌که‌وێته‌وه‌ عه‌ره‌به‌کان ئه‌که‌ونه‌ بیانوگرتن و هێرش بردن، به‌ڵام به‌ هاتنه‌وه‌ی مام جه‌لال ڕه‌وشه‌که‌ هێور ده‌بێته‌وه‌ و باسه‌کان ئاراسته‌یه‌کی دیکه‌ ده‌گرن.
پرسیار ئه‌وه‌یه‌ که‌ تا که‌ی ئه‌م ڕه‌وشه‌ به‌رده‌وام ده‌بێ و چه‌ند ساڵی دیکه‌ مام جه‌لال ئه‌تۆانی ئه‌م هه‌ل و مه‌رجه‌ ئاڵۆزه‌ کونتروڵ بکات؟
سیاسه‌تی تورکیه‌، ئێران، سووریه‌ و عێراق سه‌باره‌ت به‌ چاره‌نوسی گه‌لی کورد جیاوازی نیه‌.
ئێرانیه‌کان به‌ بێده‌نگی و نه‌رم و نیانی به‌ره‌و گه‌یشتن به‌ ئامانجه‌کانی خۆیان هه‌نگاو ئه‌نێن و به‌ سیاسه‌تی هه‌لپه‌ره‌ستانه‌یان تا دێ کورد له‌ یه‌کتر دوور و به‌رانبه‌ر به‌ یه‌کتری دڕدۆنگیان ئه‌که‌ن و سپاسی قودس له‌ باشوری کوردستان خاوه‌ن ده‌سه‌ڵاتێکی به‌رفراوان و مه‌ترسیداره‌ و لایه‌نی ده‌سه‌ڵاتداری باشوری کورتدستانیش ناتۆانن له‌وباره‌وه‌ هه‌ڵۆێستیان هه‌بێ.
سوور‌یه‌ زیاتر له‌ ڕێگه‌ی موسڵ و لایه‌نه‌کانی دیکه‌وه‌ کاریگه‌ری له‌سه‌ر ئێراق هه‌یه‌ و له‌و‌ کاریگه‌ریانه‌شی گوشار ده‌خاته‌ سه‌ر کورد و هه‌وڵی له‌بار بردنی ده‌سکه‌وته‌کانی ئه‌دات.
تورکیه‌ به‌ ئاشکرا جوگرافیایه‌کی به‌ ناوی کوردستان و نه‌ته‌وه‌یه‌کی به‌ ناوی کورد قه‌بوڵ نیه‌ و نه‌ک دژی ده‌وڵه‌تی کوردی به‌ڵکو دژی جل و به‌رگ و زمانی کوردیشه‌. تورکیه‌ به‌ سیاسه‌تی هه‌ڕه‌شه‌ و توقاندن و هه‌روه‌ها به‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌و جێگه‌ سیاسی، ئابوری، سه‌ربازیه‌ی له‌ ناوچه‌که‌ دا هه‌یه‌تی و به‌ تێگه‌یشتن به‌وه‌ی ئه‌مریکا جارێکی دیکه‌ پێویستی به‌و وه‌ڵاته‌ هه‌یه‌ پلانه‌کانی خۆی بۆ له‌ ناوبردنی جوڵانه‌وه‌ی کورد و تێکدانی سیسته‌م و ده‌سه‌ڵاتی کورد له‌ باشوری کوردستان ئه‌دات.
سه‌ره‌ڕای ئه‌وه‌ی به‌رپرسیاره‌تی پاراستنی سنوور و ئارامی له‌ ئێراق به‌ باشوری کوردستانیشه‌وه‌ له‌ ئه‌سته‌ۆی ئه‌مریکایه‌، تورکیه‌ بێ بسانه‌وه‌ سه‌روه‌ری باشوری کوردستان و یاسا ناونه‌ته‌وه‌یه‌کان بن پێ ئه‌کا و په‌لاماری ناوچه‌کانی سه‌ر به‌ باشوری کوردستان ئه‌دات.
هه‌موو لایه‌ک و له‌ ناو ئه‌و لایه‌نانه‌ش دا ئه‌مریکا و تورکیه‌ باش ئه‌زانن که‌ کێشه‌ی کورد به‌ بوردومان و په‌لاماردانی قه‌ندیل و کوشتنی ده‌، سه‌د یان هه‌زار گریلای پارتی کرێکارانی کوردستان کۆتاێی نایه‌ به‌ڵکو ئه‌و کێشه‌یه‌ له‌ ئامه‌د و شه‌مزینان و ئانکاره‌ دا ڕیشه‌ی داکوتاوه‌ و بۆ چاره‌سه‌ریش هه‌ر ده‌بێ له‌وێ به‌گه‌ڕێن.
حه‌وتویه‌که‌ ده‌سه‌ڵاتدارنی تورکیه‌ و ئه‌رته‌شی ئه‌و وه‌ڵاته‌ بانگه‌شه‌ی په‌لاماردانی باشوری کوردستان ئه‌که‌ن و پارله‌مانی ئه‌ وه‌ڵاته‌ش ماوه‌ی په‌لاماردانی ده‌روه‌ی سنووری بۆ ئه‌رته‌شی ئه‌و وه‌ڵاته‌ درێژ کرده‌وه‌.
هێرشی ئه‌رته‌شی تو‌رکیه‌ چۆن ده‌بێ و چ ئاکامێکی لێده‌که‌ۆێته‌وه‌ گرینگ نیه‌ به‌ڵکو گرینگ ئه‌وه‌یه‌ ئێمه‌ ئێستا به‌ر له‌ ده‌سپێکردنی شه‌ڕێکی نه‌خۆازراو تێبگه‌ین که‌ بۆ ئه‌و هێرشه‌ ده‌کرێ و چۆن به‌ یه‌کده‌نگی دژی ڕاوه‌ستین.
تورکیه‌ خۆی بۆ په‌لاماردان ئاماده‌ ئه‌کا به‌ڵام له‌به‌ر ئه‌وه‌ی ئه‌مریکا له‌ هه‌ڵبژاردن بۆ سه‌رۆ ککۆمار نێزیک ده‌بێته‌وه‌ جارێ دیار نیه‌ که‌ ئه‌و هێرشه‌ چۆن ده‌س پێده‌کا و تا کۆێ ده‌ڕوا و چه‌ند ڕۆژ به‌رده‌وام ده‌بێ.
ئه‌مریکایه‌کان تا کۆتاێی هه‌ڵبژاردن سیاسه‌تێکی دووگم په‌یڕه‌و ئه‌که‌ن و هه‌وڵ ئه‌ده‌ن ئاڵۆزی له‌ هه‌رێمه‌که‌دا په‌ره‌ نه‌گرێ.
ئه‌وه‌ی گرینگه‌ ئێمه‌ بیزانین و هه‌ر له‌ ئێستاوه‌ خۆمانی بۆ ئاماده‌ به‌که‌ین و ئه‌و ئه‌رکه‌ی ئه‌که‌وێته‌ سه‌رشانی حکومه‌تی هه‌رێمی باشور، مێدیا کوردیه‌کان و سه‌رجه‌م کۆمه‌ڵگای کوردستان ئه‌و سیاسه‌تی دژه‌ کورده‌یه‌ که‌ هه‌موو داگیرکارانی کوردستان له‌ ده‌ور یه‌کتری کۆ ده‌کاته‌وه‌ و به‌ یه‌کده‌نگی و هاوخه‌باتی سیاسه‌تی جیهانی و ئه‌مریکا دژ به‌ گه‌لی کورد به‌کار دێنن.
هێرشی ئه‌رته‌شی تورکیه‌ بۆ سه‌ر باشووری کورستان بێجگه‌ له‌وه‌ ناڕه‌وا و له‌ ده‌روه‌ی پرینسیپه‌ ناونه‌ته‌وه‌یه‌کانه‌، سیاسه‌تێکی نامرۆڤانه‌ و فاشیستانه‌یه‌، له‌ جیاتی ئه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵاتدارنی تورکیه‌ هه‌وڵی چاره‌سه‌ری کێشه‌کانی ناو خۆی وه‌ڵاته‌که‌یان بده‌ن، به‌ بیانوی پاراستنی ئه‌منیه‌ته‌وه‌ په‌لاماری شۆێنێکی دیکه‌ ئه‌ده‌ن و ئه‌بنه‌ هۆکاری شه‌ڕ و ئاژاوه‌ و خۆێنڕشتن.
ئه‌گه‌ر ئه‌رته‌شی تورکیه‌ له‌ حه‌کاری و بێزه‌ل و ئامد و شۆێنه‌کانی دیکه‌ی باکوری کوردستان نه‌تۆانێ گریلاکانی پ ک ک پاکتاو بکا و شکه‌ستیان پێ بێنێ چۆن و به‌ پێی کام پێوان و مه‌نتق ئه‌تۆانی له‌ شۆێنیکی ناشاره‌زادا سه‌رکه‌وتن وه‌ده‌ست بێنێ.
که‌وابوو له‌ باشترین حاڵه‌ت دا ئه‌تۆانین هه‌ڕه‌شه‌ و هێرشه‌کانی ئه‌رته‌شی تورکیه‌ له‌ ڕۆژانی داهاتوو دا بو سه‌ر باشوری کوردستان بۆ شێواندنی ئارامی باشور، پاشه‌کشه‌ی کورد له‌ که‌رکوک و هه‌ڵگیرسانی شه‌ڕی ناوخۆێی کوردانه‌ و هیچی دیکه‌.
کاتی ئه‌وه‌ هاتوه به‌ر له‌وه‌ی کورد ناچار به‌ پاشه‌کشه‌ له‌ که‌رکوک و ڕوبه‌ڕوی په‌لاماری ئه‌رته‌شی تورکیه‌ ببێته‌وه‌،‌ به‌رپرسان و ده‌سه‌ڵاتدارنی کورد له‌ باشوری کوردستان به‌ پێشنیارکردنی پرۆژه‌یه‌کی چاره‌سه‌ری بۆ ئاشته‌واێی گشتی له‌ تورکیه‌ و باکوری کوردستان بیانوی په‌لامار و هێرشی تورکیه‌ ببڕن و داوا له‌ کۆ‌مه‌ڵگای ناونه‌ته‌وه‌ێی و نه‌ته‌وه‌ یه‌کگرتوه‌کان بکه‌ن که‌ کێشه‌ی کورد به‌ شه‌ڕ چاره‌سه‌ر ناکرێ و ئه‌رته‌شی تورکیه‌ نه‌ک سه‌رکه‌وتوو نابێ به‌ڵکوو شه‌ڕ و کوشتار زیاتر و گه‌لی کورد قوربانی سه‌رکی ده‌بێ.

هیوا گوڵ محه‌مه‌دی 10-09-2008  

 

بژی کورد بژی کوردستان 

 

مه‌رگ و نه‌مان بۆ جاش و خۆفرۆشانی بێ‌نامووس 

 

مه‌رگ و نه‌مان بۆ تورک و تورکیا

 


 
جمعه 19 مهر 1387
کمین پاسداران رژیم برای پیشمرگ‌های PJAK و کشته شدن چند پاسدار

www.rojhelat.nu   

پێشمه‌رگه‌ی په‌ژاک - پیشمرگ پژاک - Peshmergey PJAK 

نیروهای سپاه ایران با همکاری مزدوران در مناطق مریوان، سقز و هورامان، به اپراسیون دست زدند.
از سوی دیگر در مناطق خوی و سلماس، در نتیجه درگیری میان گریلاهای PJAK و نیروهای سپاه، دو پاسدار کشته شدند.

مرکز مطبوعاتی و اطلاع رسانی حزب حیات آزاد کردستان اعلام کرد که در تاریخ 4 اکتبر در منطقه ی الندی از توابع شهر خوی، گریلاهای PJAK در کمین نیروهای سپاه پاسدار قرار گرفته و در نتیجه درگیری رخ داد و یک پاسدار کشته شد.
همچنین در تاریخ 7 اکتبر در منطقه ی سلماس در روستاهای گۆنه‌ئه‌شاک و دیرک، گریلاهای PJAK در دام نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته و در نتیجه ی این درگیری، یک پاسدار کشته شد.

از سوی دیگر، طبق بیانیه PJAK، نیروهای سپاه پاسداران، در مناطق، مریوان، سقز و هورامان، با حمایت مزدوران محلی اقدام به انجام اپراسیون نمودند. 

 

زنده باد کورد زنده باد کوردستان
 
زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)
 
زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
 
مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه‌ی فاشیست و نژادپرست  

 
سه شنبه 5 شهریور 1387
مسئله‌کرد مساویست با کرکوک (قلب و قدس کوردستان) و PKK

www.rojhelat.nu

 

Azadi - Kurd - Kurdistan - Kerkuk - PKK

شادمان لیلاخی

مهمترین دلیل توسل آمریکا به راه‌حل نظامی به خطر افتادن امپراتوری نفت در مقابله با امپراتوری‌های دسپوتیک نوظهور خاورمیانه‌ای است. ایران، ترکیه، عربستان و غیره از جمله کشورهای خاورمیانه‌ای هستند که همانند چین آسیایی در شرف تبدیل به امپراتوری مقتدر هستند. هیچ کلمه و اصطلاح دیگری غیر از «امپراتوری» را نمی‌توان یافت که عملکرد این کشورها را توجیه نماید.

این امپراتوریها با معضلات حاد اقتصادی، سیاسی(قدرت)، ایدئولوژیک، فرهنگی، ملی و غیره رویارویند. برخی کارشناسان سیاسی معضل مولتی امپراتور جهان یعنی آمریکا را صرفا اقتصادی و نفت می‌دانند، حتی دخالت نظامی آن کشور در افغانسان و عراق را در اولویت برای دستیابی به ذخایر نفتی توجیه می‌کنند. اما واقعیت این است که نفت شاید یکی از دلایل کشورگشایی‌های آمریکا باشد اما بطور حتم اولین و تنها دلیل نیست. زیرا بعد از پایان استراتژی «توسعه» که آمریکا از سال 1945 تا پایان دهه 80 از آن پیروی می‌کرد، استراتژی «گلوبالیسم» و منطق گسترش جهانی آن به خاطر تنها دلیل یعنی «نفت» نبود. چه بسا آن چه در استراتژی توسعه محور اصلی بود، نفت و توسعه غول‌آسای اقتصادی بود و دیدیم که اوج پیشرفت باورنکردنی آمریکا هم در دوران استراتژی توسعه بود، ولی چون در دهه 80 دچار رکود اقتصادی شد، آنگاه پی برد که مشکل از سیاست‌های اقتصادی یعنی روبنا نیست بلکه زیربنا یعنی ایدئولوژیک است. لذا می‌بینیم که حتی ظهور پراگماتیسم همچو منش فلسفه سیاسی آمریکا به خاطر همین دلایل و شرایط و ظروف موضوعی می‌باشد. از عمده امپراتوری‌های نوظهور که همچو رقیبی خطرناک بعد از جنگ جهانی دوم سربرآوردند: چین، ژاپن، عراق شوون، ایران، ترکیه و عربستان می‌باشند که به جرگه امپراتوریت روسیه علاوه می‌شوند. پس آمریکا و امپریالیسم پی برد که مشکل تنها از دست دادن بازار و ذخایر نفتی جهان نیست بلکه مشکل آن عواملی هستند که قارچ‌گونه سربرآورده و بازار را می‌چاپند.

چین در این میان به شیوه‌ای خطرناک ظهور کرد؛ اما حال که بحث بازار و مقابله است پس حتی می‌توان گفت که حمله به عراق و افغانستان بطور غیرمستقیم تضعیف امپراتوری چین می‌باشد. حتی می‌توان اذعان داشت که بطور غیرمستقیم ایجاد شکافتی میان هم‌گرایی حزب‌الله لبنان و فلسطین با امپراتوری اسلام سیاسی یعنی ایران بوده و هست.

لذا «نظم نوین جهانی امپریالیسم» دارای ریشه‌ای زیربنایی و ایدئولوژیک است. جالب اینجاست که از نظر ماهیت و هویت، گرچه امپراتوری ایران و ترکیه در چارچوب اسلام سیاسی و امپراتوری چین در قالب هویتی چپ سوسیالیستی است اما خود آنها را می‌توان یکی از شاخه‌های امپریالیسم دانست. زیرا هرچه بیشتر به توسعه نظم امپریالیستی خدمت می‌کنند با این تفاوت که درصددند قدرت و حاکمیت را از دست آمریکا بربایند و وحشت آمریکا هم از همین است. حال دسته دومی هستند که از جنس امپراتوریها نیستند و می‌خواهند در قالب ماهیتی «دولتی» باقی بمانند البته با انتخاب گرایش به قطب امپراتوریهای برجسته. این دسته هم اکنون همانند کنه‌هایی هستند که هم از آمریکا و هم از دشمنان آن خون می‌مکند. مطابق این تعریف در منطقه خاورمیانه بویژه سوریه، عراق کنونی، حکومت اقلیمی کرد در عراق، حزب‌الله لبنان، دولت خودگردان فلسطین از جمله این دولت‌های استاتوگرای کنه صفت می‌باشند. این دولت‌ها در چنگ و دندان امپراتوریهای رقیب همچو لاشه‌ای هستند که درنده خویان از هر طرف بدان دندان گیر داده و می‌کشند. این توصیف می‌تواند به ما کمک کند که روابط و تحرکات دیپلماتیک شدیدی که در این هفته میان ایران‌ـ سوریه،ایران‌ـ حکومت اقلیمی کرد، ترکیه‌ـ عراق‌، ترکیه‌ـ سوریه‌ـ اسراییل و ایران‌ـ ترکیه صورت می‌گیرد را بخوبی تحلیل نماییم:

حال دسته‌ای از این طرفهای فوق و مناسباتشان مسئله فلسطین را تحت تأثیر قرار می‌دهد و دسته‌ای دیگر مسئله‌کرد را. چندی پیش مناسباتی دیپلماتیک میان سوریه‌ـ اسراییل با میانجی‌گری ترکیه شکل گرفت. وقتی سوریه خطر دخالت نظامی آمریکا در کشورش را دید، پی برد که با چنین رخدادی جبهه عربی در منطقه چنان ضعیف ‌خواهد گشت که در تاریخ بی‌نظیر باشد چه بسا خط‌شکافتی که آمریکا در خاورمیانه ایجاد می‌کند بصورت حلقه‌ای از افغانستان شروع شده و به عراق، سوریه و ایران ختم می‌شود. لذا سال 2007 از لبنان خارج شد و در سال 2008 با میانجیگری ترکیه تن به مذاکره مستقیم با اسراییل داد که کماکان ادامه دارد. از خصوصیات کشور سوریه آن است که در میان جبهه عربی نه به مثابه یک قدرت نظامی بلکه به مثابه یک قدرت سیاسی مطرح است. با سقوط عراق، سوریه تنها ماند و تنها شاخه مقتدر باقی‌مانده بعث است. هرچند راه‌حل سیاسی برای حل معضل عرب‌ـ اسراییل مفید و قابل پذیرش است اما می‌توان گفت که این تن دردادن یک شکست مبتذل است. زیرا ترکیه به عنوان نماینده ناتو، سوریه را در دام مذاکرات ناخواسته و اجباری کشانده است. ترکیه که اکنون دست‌نشانده آمریکا و انگیس است، عامل عملی‌کردن سیاست‌های دست پنهان اسراییل در خاورمیانه است. فاکتور کرد حتی بر ماهیت مناسبات دیپلماتیک و نوع امتیاز دهی‌ها طی مذاکرات سوریه ‌ـ اسراییل بسیار تعیین کننده است. هم‌پیمانی شدن‌های ترکیه بیشتر نه به خاطر کسب و تثبیت قدرت در عرصه بین‌المللی بلکه بیشتر بخاطر ترس از تجزیه خود آن کشور است.

کابوس «کرد» خواب را از چشمان او ربوده است و می‌رود که نه بخاطر مبارزه آزادیخواهانه کردها در ترکیه، بلکه به خاطر عملکردهای مزدورانه او برای خدمت به آمریکا‌ـ‌ انگلیس و آلمان، باردیگر همانند آنچه امپراتوری عثمانی تجزیه شد، ترکیه امروزی نیز تجزیه شود و این فقط به امپریالیسم جهانی خدمت خواهد کرد. لذا خاورمیانه می‌رود که بکلی بجزیه گردد چه بسا حتی در پی حل مسئله فلسطین‌ـ اسراییل آن کشور بطور قطع و رسما تجزیه خواهد گردید و عراق و ایران هم بخاطر وجود مسئله‌کرد با عملکردهای نابجای خود زمینه تجزیه کشورشان را مهیا می‌سازند. در حالی که این تنها کردها و مبارزه برحق‌شان است که راه‌حل تجزیه آن کشورها را در پیش‌نگرفته است؛ هرچند که متهم به آن می‌شود.

این روند تجزیه‌شدگی جزو همان اهداف امپراتوری امپریالیسم است که در صدد تجزیه بازار و امپراتوریهای نوظهور است. حال این سیر تجزیه در برخی کشورها همانند ترکیه، عراق و ایران ممکن است با جنگ و گسترش دامنه آن در منطقه همراه شود که می‌توان آن را جنگ‌ جهانی سوم نامید. حتی جنگ و منازعه میان گرجستان و روسیه جنبه‌ای از مسئله است و حتی مشاهده می‌کنیم که روسیه و چین از جمله هم‌پیمانان ایران و طرفهای تجاری او هستند و بر سر مسئله هسته‌ای ایران، با آمریکا توافق ندارند.

احتمال این زیاد است که چند فاکتور اساسی در منطقه همانند: مسئله کرکوک در عراق، مسئله هسته‌ای و حقوق بشر در ایران و مسئله‌کرد در ترکیه بخاطر پیروی نکردن از عامل دموکراسی به جنگ بیانجامند. سرمایه جهانی چنین روندی را در خفا دامن می‌زند و شدت می‌بخشد. پس وظیفه سرمایه جهانی با سرکردگی آمریکا تصاحب منابع انرژی و نفت و بازار با توسل به اهمیت دادن به عامل زیربنا یعنی ایدئولوژی و در کنار آن سیاسی در اولویت می‌باشد. حتی سرمایه جهانی ترکیه را تشویق به جنگ با PKK و ورود به باطلاق عراق در بخش کردستانات آن می‌کند. یعنی دامی که آمریکا در صدد است ترکیه را در آن گرفتار سازد. هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگین و دهشتناک ترکیه مگر با کمک سرمایه جهانی صورت گیرد درحالی که یکی از مقروض‌ترین کشورهای جهان است. ترکیه با معرفی خود بعنوان میانجی‌گر در مسئله اسراییل ‌ـ سوریه می‌خواهد افکار عمومی ملتهب شده را راضی گرداند.

این در حالی است که PKK یکی پس از دیگری دست او را رو می‌کند. محبوبیت PKK در میان خلق‌های چهار کشور ترکیه، عراق، سوریه و ایران و عرصه اروپا بیشتر از آن کشورها بوده و معادلات سیاسی آنها را برهم‌ زده و تحت تأثیر قرار می‌دهد. حتی هیچ عاملی نمی‌تواند ترکیه و ایران را کنار هم قرار دهد مگر عامل «کرد» و «PKK». دوگانگی هویتی در عرصه سیاست‌های خارجی ترکیه لاشه متعفن آن کشور را میان دندانهای تیز استثماری آمریکا و ایران گیرداده است. در این کشاکش اکنون یک سال است که ترکیه نه توانسته آمریکا را فریب دهد و نه ایران را. اما سفر احمدی نژاد به ترکیه در 14 آگوست و سفر بشار اسد و نچیروان بارزانی به ایران مناسبات جدیدی هستند که دارای دو جنبه هستند یکی مزدوری آنها در این میان برای آمریکا و دیگری توافق در عین دشمنی بر سر مسئله کرد، PKK، کنگره خلق و PJAK. آنچه مسلم است این است که نه ترکیه، نه سوریه و نه کردهای عراق اگر هم بخواهند نمی‌توانند میان آمریکا و ایران بر سر حل مسئله اتمی میانجی‌گری کنند زیرا آن، به معنای شکست پروژه خاورمیانه بزرگ و سازش آمریکا با دشمنانش می‌باشد. المهم مناسبات جدیدی طی این ترافیک دیپلماتیک رومی‌نماید و آن نه از سر بیچارگی آمریکا و اسراییل و هم‌پیمانان پنج به علاوه یک است بلکه از روی تسلیم‌پذیری سوریه و حکومت اقلیمی در سیاست‌هایشان درقبال آمریکا و سیستم سرمایه جهانی است. چراکه ترکیه با دستور آمریکا ارگن‌اکون را که خطرناک شده بود و در پی کودتای نظامی بود، از میان می‌برد. ارگن‌اکون معادلات سازش و تسلیم‌پذیری ترکیه به آمریکا را برهم می‌زد. لذا آمریکا جلوی آن را گرفت. در عراق نیز آنچه برای دست پنهان اسراییل و روی‌ آشکار آمریکا خطرناک است، مسئله کرکوک است که به لحاظ خطرساز بودن در نوع خود خطرناک‌تر نیز می‌باشد. در مناسبات صریح کنونی حکومت اقلیمی بازی کرکوک را باخت و به زبان دیگر دودستی در پی تسلیم آن است. طوری که دو پروژه: بکر‌ـ هاملتون و دیمستورا هر دو حکایت از چیرگی خواستهای سیاسی آمریکا دارد.

البته روابط حکومت اقلیمی کردها با ایران و ترکیه در این مرحله که ترافیک دیپلماتیک در خاورمیانه روی می‌دهد، صرفا برای سرپوش گذاشتن بر مسئله کرکوک و خفه‌ساختن فریاد اعتراض و مبارزه PKK است. مسلما سفر نچیروان به ایران به دنبال سفر اردوغان به عراق و پس از آن تشدید حملات هوایی ترکیه به جنوب کردستان با هم مرتبط می‌باشند. توافق صورت گرفته این است: آمریکا به ترکیه و عراق اجازه می‌دهد که بر سر مسئله کردهای شمال در ترکیه و PKK هرگونه که می‌خواهند به توافق برسند به شرط اینکه در زمینه مسئله کرکوک آنچه را آمریکا در پروژه دیمستورا می‌گوید، قبول کنند و حال می‌بینیم که چنین نیز شده است. پس سفر بشار اسد و نچیروان به ایران بخاطر میانجی‌گری در مسئله هسته‌ای نیست و سفر احمدی‌نژاد هم به ترکیه، تداوم همان سیاست‌های جذب رقبای آمریکا و ایران است به عنوان هم‌پیمان. در واقع سوریه، ترکیه و عراق و کردهای جنوب طعمه‌های چرب و دستاویز آمریکا هستند و ترکیه طعمه و دستاویز هم آمریکا و هم ایران.
آنچه ایران در عراق انجام می‌دهد همانا یک تیر و دو نشان است. چراکه حضور نظامی و حی و حاضر آمریکا و تنظیمات پنهانی اسراییل و صهیونیسم نفوذی در عراق که حکومت اقلیمی را دستاویز خود ساخته، برای ایران بسیار خطرناک می‌باشد. لذا ایران با برپایی آشوب و ایجاد بحران با توسل به ترویج تروریسم میان کرد‌ـ‌ شیعه‌ـ سنی، هم کل موجودیت کردهای خاورمیانه را هدف قرار می‌دهد و هم حضور و دخالت آمریکا‌ـ اسراییل را.

پس ایران با ایجاد آشوب درداخل ایران و با فراخواندن مسئولین حکومت اقلیمی برای دیدار در تهران علی‌رغم موارد فوق حتی مسئله PJAK را نیز بطور جدی مطرح می‌سازد و همچنانکه قبلا و بویژه در یک سال اخیر دیدیم مواضع حکومت اقلیمی صرفا به جهت دشمنی با PJAK بوده است و وابستگی اقتصادی ‌ـ سیاسی ایجاب می‌کند که به امتیازاتی طبق خواسته‌های ایران تن در دهند. حتی از طرفی یکی از جوانب توافقات ایران، ترکیه و سوریه ضربه‌زدن به موجودیت کردها در عراق، PKK و PJAK است.

پروژه دیمستورا، توافقات اردوغان با مسئولین عراق و خلاصه آن همه ترافیک سنگین دیپلماتیک همه برای قربانی کردن کردهاست، مسئله‌ای که از پیمان لوزان تا کنون ادامه دارد. کارت«کرد» مساویست با امتیاز دهی و منفعت‌طلبی باتوسل به آن. در مقابل تمامی اینها تنها پروژه و سیستم واقعی چاره‌ساز، سیستم کنفدرالیسم دموکراتیک است که کشورهای منطقه بخاطر از دست رفتن منافع سیاسی و قدرت‌طلبی‌شان از آن ابا دارند. در حالی که خلق‌های منطقه بویژه کردها و ساکنین کرکوک تابع و پیرو آن هستند.
 
زنده باد کورد زنده باد کوردستان
 
زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)
 
زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
 
مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه‌ی فاشیست و نژادپرست
 

 
پنجشنبه 3 مرداد 1387
آلمان، ترکیه و تکرار و نفی تاریخ

www.rojhelat.nu 

Nazism

بهمن توتونچی


قبل از مقدمه دونکته ی مهم لازم به ذکر است . اول اینکه چندی پیش پارلمان ترکیه در صدد بود که ماده ای را در خصوص کشتار ارامنه به تصویب برساند بطوریکه هر کس از کشتار دهشت بار ارامنه در جامعه سخنی به میان آورد و آن را منکرنشود به جرم بیان حقیقت مجازات خواهد شد. و نکته ی بعدی در خصوص کشور آلمان و رابطه ی آن با ترکیه می باشد بطوریکه در این روزها جهان نظاره گر برخورد غیر انسانی و غیر دمکراتیک دولت آلمان با کردها ی مقیم آن کشور می باشد .

وقاحت و بی شرمی آلمانی ها به جائئ رسیده که حتی خواستار بستن کانال Roj TV شدند و این در حالیست که آلمانی ها خود را بانی و علمدار حقوق بشر و دمکراسی در دنیا ی امروز می دانند . اما غافل از اینکه آفتاب حقیقت هر روز فروزنده تر و درخشنده تر از قبل بر وجدانهای آگاه تاریخ بشری می تابد .


مقدمه:

وقتی اسناد ومدارک تکان دهنده درباره ی قتل عام ارامنه درسال 1915را ،آن هم از زبان ترک هابه عنوان شاهدان عینی می خوانیم واز فجایع خونین و دهشت بار عمال عثمانی مطلع می شویم تنها یک عبارت بر زبان می آید:«شهوت حیرت آور شکنجه»که سرتاسروجود ترکان عثمانی وهیات حاکمه ی آن ودربار آل عثمان را فرا گرفته بود .جنایات دولتمردان فناتیک ترک چه در گذشته و چه در حال از دیدگاه جهانیان پنهان نخواهد شد،چرا که حافظه ی تاریخی جامعه ی بشری را نمی توان انکار کرد.جهان چگونه می تواند به فراموشی بسپارد بدن نوجوان ارمنی را قبل از آنکه بر توده ی هیزم های گداخته بیاندازند وآتش بزنند ، با کارد پاره پاره کردند.یا مرد ارمنی دیگری که چشم های او را با آهن گداخته از حد قه بیرون آوردند. و سربازان فاشیست ترک که بوی تعفن شان خاک کردستان را آلوده کرده ، بعد از این که به یک زن باردار ارمنی تجاوزمی کنند،شکم او را پاره پاره کرده و جنین را خارج می سازند وبه سنگ می کوبند .آری این است حقیقت وجودی دولتمردان ترکیه چه در گذشته وچه در حال که فرهنگ ترور ، تجاوز ، انکار و امحاء ، آدم ربایی رهبران وپیشوایان وزهرآلود کردن اووحیله گری رابه فرهنگ جامعه ی جهانی افزوده اند وبا این پیشینه ی پر افتخار تاریخی !!.. خواهان ورود به اتحاد یه ی اروپا هستند. جهان هستی بر این باور بود که دولتمردان وسیاستمداران ترکیه فکورانه وعا قلانه به اطراف خویش می نگرند وبا تعمق وتحلیل مسایل روز نه تنها تاریخ را نفی نمی کنند بلکه از تکرار تاریخ جلو گیری واز آن پند می گیرند. اما با زهرآلود کردن عبدالله اوجالان ثابت کردند که نه تنها شایستگی ورود به اتحادیه ی اروپا را ندارند ،بلکه ازدرسهای تاریخ پند نمی گیرند و روحیات پلید حیله گری وتجاوز آل عثمان همچنان در خون دولتمردان ترک جاری است .حال دراین مقال سعی برآن است که مروری کوتاه بر جنایات ،کشتارو قتل عام ارامنه توسط دولتمردان ترکیه داشته باشیم که امروزه هم بعداز گذشته 92سال دولتمردان فناتیک وکور ذهن ترک منکر آن هستند. زیرا آنان غافل اند از این که لازمه ی حقیقت آن است که همواره جلوه گر باشد وپنهان نماند ،چرا که پنهان برای آن است که روزی آشکار گردد.

تاریخچه ی ارمنستان:

ارامنه یکی از کهن ترین اقوام هندو اروپایی به شمار می روند ،نخستین باری که نام ارمنستان به میان آمده ،در سنگ نبشته هایی به خط میخی متعلق به داریوش اول هخامنشی در سده های پنجم و ششم پیش از میلاد است. اما سفال و الواح گلی که از هیات ها بدست آمده سوابق تاریخی این قوم را به سده ی دوازدهم قبل از میلاد می رساند و بیانگر آن است که در سده ی نهم تا ششم پیش از میلاد دارای دولت مقتدری بوده اند و پایتخت شان شهر توشپا (وان کنونی) در ترکیه بوده است .ارمنستان قبل از پیدایش امپراتوری هخامنشی ، بخشی از کشور ماد بود ،سپس ضمیمه ی دولت هخامنشی شد.

با حمله ی اسکندر به ایران و فروپاشی هخامنشیان ارمنستان به استقلال دست یافت و دوران استقلال آن از 215 تا 322 پیش از میلاد به درازا کشید، سپس به تصرف سلوکی ها درآمد و پس از آن مجدداً استقلال یافت و از آرتاکسیاس یا آرتاشس به عنوان نخستین بنیانگذار سلسله ی مستقل ارمنستان شناخته شد. در عصر تیگران (55 تا 95 پ.م) بر وسعت ارمنستان افزوده شد و تمام سرزمین های ارمنی زبان در یک دولت متحد شدند و مرزهای آن تا مدیترانه و دریای سیاه و دریای خزر گسترش یافت جنگ تیگران بزرگ با امپراتوری رم به شکست وی منجر و دوران شکوفایی و قدرت ارمنستان پس از 400 سال رو به زوال گرایید. در سال 301 میلادی ارمنستان به مسیحیت گروید و در سال 405 الفبای ارمنی که از ابداعات قدیس « مسروپ» بود، برای نوشتن به کار گرفته شد.

در پایان سده ی چهارم ارمنستان میان ایران ساسانی و امپراتوری رم تقسیم گردید و با فروپاشی ساسانیان در 655 میلادی سرتاسر این سرزمین کهن سال تحت سلطه ی اعراب بیابانگرد قرار گرفت. ترکان سلجوقی هم که آذربایجان را تصرف کرده بودند همزمان به ارمنستان دست یافته بودند و به دلیل مظالم بیش از حد سلجوقیان به فرار بسیاری از ارامنه به آسیای صغیر و کرانه های دریای مدیترانه انجامید که نتیجه ی آن پدید آمدن ارمنستان صغیر بود که در سال 1375 ارمنستان صغیر به تصرف سلطان مصر درآمد و سپس ضمیمه ی امپراتوری عثمانی گردید. در اوایل سده ی نوزدهم بخش بزرگی از ارمنستان به تصرف روسیه درآمد و بخش دیگر آ ن را نیز از دست عثمانی ها خارج و ارمنستان را ضمیمه ی خاک خود ساخت . با امضای پیمان برلین ،روس ها قسمتی از ارمنستان را که قبلاً از عثمانی ها گرفته بودند به ترکها واگذار کردند. در سال 1894 تا 1915 عثمانی ها جمع کثیری از ارامنه (072 ، 377 ، 2 نفر) را به قتل رساندند و عده ی زیادی را به ترک وطن واداشتند. اما خلق و خوی متجاوز عثمانی ها به این یکبارقتل عام ختم نشد و با شروع جنگ جهانی اول دولت عثمانی به بهانه ی شرکت ارامنه در ارتش روس دست به کشتار دیگری از ارامنه زدند با این حال ارمنستان عثمانی که به وسیله ی ارتش روسیه ی تزاری در جنگ جهانی اول اشغال شده بود، پس از پیمان صلح به عثمانی واگذار گردید. اما عثمانی ها به دلیل منش مفت خوری و زیاده خواهی خواستار الحاق سراسر ارمنستان به خاک خود بودند، که ارامنه ی روسیه با الحاق خود به خاک ترکیه سخت مخالف بودند، لذا در 28 مه 1918 استقلال خود را اعلام داشتند و نخستین دولت ارمنی را در تاریخ معاصر تشکیل دادند. اما اتحاد شوروی در سال 1936 آن را به یکی از جمهوری های تشکیل دهنده ی خود تبدیل نمود و استقلال آن به فراموشی سپرده شد. تا اینکه در انتخابات سال 1990 « لئون ترپتروسیان » به ریاست جمهوری ارمنستان با اکثریت آراء انتخاب و در یک همه پرسی در 20 اکتبر 1991 رسماً به استقلال رسید.

ژینو ساید ارامنه (96ـ1894) :

کشتارهای ارامنه در سالهای 96 ـ 1894 که منجر به کشته شدن ده ها هزار مرد و زن ، کوچک و بزرگ ،فقط و فقط قربانی رفتارهای خشونت آمیز برنامه ریزی شده ی مقامات دولت عثمانی بود که حاکی از روح کوچک دولتمردان ترکیه بود. شاهدان عینی گفته اند اعمال خشونت بار و فاجعه آمیز این قتل ها به حدی بود که در وصف آن عاجزند و آن را تنها با کشتار بلغارها مقایسه کرده اند چرا که این خود زمینه ای بود در جهت کشتارهای بعدی. یکی از عوامل ریشه ای و عمیق که در ذهن کوچک و دیدگاه دولتمردان فناتیک ترکیه نقش بسته بود اینکه ارمنستان بدون ارمنی کم خطرتر است از یک ارمنستان با ارمنی، همچنان که کردستان تجزیه شده و بدون کرد بهتر است از کردستان واحد و دارای کرد. لذا آنان با این فکرکه در واقع نفی آشکار تاریخ یک ملت بزرگ است،تصمیم گرفتند که با برنامه ریزی دقیق به کشتار و ژینوساید ارامنه سرعت بیشتری ببخشند.

که نتیجه ی آن ، کشتار هزار انسان در فاصله ی یک ماه است ، به طوریکه در شهر اورفا 2500 ارمنی که از ترس جان خود به داخل محراب یک کلیسا پناه برده بودند و بعد از آتش زدن کلیسا توسط مهاجمین زنده زنده سو ختند . و سلطان عبدالحمید باز هم با حیله گری و تزویر که از پیشینیان اش به ارث برده بود واقعه را در کمال وقاحت به گردن گروه های کوچک انقلابی ارامنه می انداخت ،همچنان که دولت مردان امروز ترکیه در مناطقی از کرد ستان کشتار کردان را به گردن گروه های کرد می اندازند . به راستی این تکرار تاریخ نشانگر چیست ؟! فقط یک چیز و آن هم روحیات متجاوزدولتمردان ترک .

و اما نکته ی بسیار مهم و در عین حال حیرت انگیز ، تکرار مجدد تاریخ است . چرا که درست در زمانی که کشتار ارمنی ها به بدترین شیوه ی ممکن صورت می گرفت ، کشور های اروپایی به خصوص آلمان که به دلیل حفظ منافع خویش مهر سکوت بر لب می زد ند ، درست کاری که امروز در حق کرد ها می کنند ، وقاحت و بی شرمی آلمان ها آنچنان پیش می رود که هومان در سفارت آلمان که بیشتر عمرش را در ترکیه سپری کرده بود اعتقادداشت که دو ملت ترک و ارامنه نمی توانند با هم زندگی کنند ، لذا او اعتقاد کامل داشت که یکی از این دو ملت باید نابود شود و طبیعی بود چون ارمنی ها ضعیف تر بودند باید نابود شوند.

آلمانی ها باید این داغ ننگ را که بر پیشانیشان حک شده تا قیامت حمل کنند . زیرا که تاریخ چگونه می تواند پدر سالواتوره را از یاد ببرد که به علت جراحت نمی توا نست خوب راه برود و توسط سربازان ترک جسد او را آتش زدند. که این قضیه آن چنان فجیع بود که سفیر وقت فرانسه معترض و خواستار پی گیری شد ولی باز هم دروغ و حیله گری ترک ها برنده شد و بعد از 14 ماه کمیسیون که جهت پی گیری قتل سالواتوره تشکیل شده بود، بدون نتیجه ماجرا را رها کردند .

آن چه که در جریان این قتل عام های ناگوار توجه هر ناظری ، حتی بی طرف را به خود جلب می کرد ، شرکت و همکاری ماموران دولتی با گروه های غیر مسوول چپاول گر آدم کش بود . شرکت افراد ارتش و ژاندارمری و کشتار دست جمعی ارامنه آنچنان واضح و انکار ناپذیر بود که گاه کشتار با صدای شیپور شروع و با یک فرمان ایست افسر مسوول منطقه عمل کشتار پایان می یافت .اوج فاجعه به حدی بود که اگر هر افسر و یا کارمند دولت در کشتار ارامنه ، غارت مغازه ها ، خانه ها و کلیسا های آن سنگدلی و خوی وحشی گری بیشتری از خود نشان می داد موفق به اخذ مدال می شد واز مجازات مطلقاً خبری نبود .

هرچه زمان سپری می شود وآدمی با آگاه شدن از اعمال وحشیانه ی دولتمردان ترک چه در گذشته و چه در حال ، پی به این واقعیت انکار ناپذیر می برد که نه تنها دولتمردان ترک شایسته ی زندگی نیستند ، بلکه لکه ی ننگ تاریخ بشری می باشند . خوی تجاوز ،قتل و غارت ترک ها بدان جا رسید که حتی به سگ های قسطنطنیه رحم نکردند و حدو 60 الی 80 هزار سگ ولگرد را از پای درآوردند . در حالی که بر اساس طرح دکتر راملینژهم می توانستند شهر را از وجود سگ ها پاک کنند و سگ ها زنده بمانند و هم پولی به صندوق شهرداری بریزند . ولی انگار ویروس کشتار در خون ترک ها عجین شده بود و برای نشان دادن وفاداری به نیاکان خویش به سگ ها هم رحم نکردند . شکار کشتار سگ ها به قدری دلخراش و وحشیانه بود که یک ماه طول کشید تا خیابان های قسطنطنیه را پاک کنند .

مطمئناٌ قضاوت و داوری تاریخ و وجدان های بیدار فقط یک چیز را تایید خواهد کرد ،آن هم روح حقیر دولتمردان ترک !... نرسیسیان مورخ ارمنی در کتاب خود به نام «کشتار ارامنه» می نویسد : بعد از اعلام حکومت در ترکیه هیچ چیز عوض نشد ، ترک ها رفتار تحقیر آمیز خود را نسبت به مسیحیان حفظ کرده و نظیر گذشته از موقعیت خود سوء استفاده می کردند و این در حالی بود که ارامنه مدت 6 سال تمام با درستکاری و وفاداری از حکومت ترکان حمایت و پشتیبانی نمودند و دوشادوش ترک ها به فعالیت و خدمت در چارچوب مقررات دولت پرداختند . آری با تمام اعتمادی که ارمنی ها در عمل آن را به عثمانی ها اثبات نمودند ، اما متاسفانه ارمنی ها باز هم با بی اعتنایی دولت جدید مواجه می شدند ، که این قضیه بار دیگر قدرت های اروپایی را متوجه ترکیه نمود و این بار روسیه ابتکار عمل را به دست گرفت و یک طرح اصلاحی تهیه و قرار شد طی نامه ای تسلیم دولت ترکیه شود ، اما باز هم تکرار تاریخ ، چرا که با مخالفت آلمانی ها مواجه شدو آلمانی ها حاضر به مشارکت در این طرح نبودند ، چرا که به نفوذش در ترکیه نمی خواست لطمه ای وارد شود . با بررسی و آگاهی از تاریخ انسان بعضاً به این نتیجه می رسد که خون پلید ترک ها با آلمانی ها ادغام شده و یک پیکرند . چرا که امروز هم این آلمانی ها بودند که در مقابل زهر آلود کردن عبدالله اوجلان و دادگاهی او سکوت اختیار کردند . چرا ؟!...آنان نمی توانند بفهمند که حقیقت خواهی اساس زندگی این دنیا را تشکیل می دهد ، زیرا که نمی توان به وسیله ی بی حقیقتی به حقیقت نایل شد.

ترک ها و آلمانی ها چگونه انتظار دارند که تاریخ فراموش کند 24 آوریل 1915 را ، که به طور برق آسایی 500 الی 600 نفر از روشنفکران و سیاستمداران ارمنی را دستگیرو بسیاری از آنان را به طور دلخراشی کشتندو درست از تاریخ 24 آوریل 1914 تا 24 آوریل 1915 بیش از 2 میلیون ارمنی در هولناک ترین شرایط و فجیع ترین شکل ممکن جان خود را از دست دادند . و درست همین قتل عام ها بود که تاریخ نوپای توحش ترکیه را برای همیشه رنگین ساخت . اگرچه ترکیه در آماری در سال 1927 ، تعداد ارامنه را 64 هزار نفر اعلام کرد . اما دولتمردان فاشیست ترک غافل از اینکه دیگر انکار ممکن نبود ، چرا که برای دنیا قابل قبول نبود ، زیرا که بقیه ی ارامنه به کجا رفتند ؟! ... و به قول حرانت دینک ، مردمی که هزاران سال در این سرزمین زندگی می کردند آیا ناپدید شدند ؟! ... جز نسل کشی شما چه نامی بر آن می گذارید ؟!...

در پایان اکتبر 1914ارتش متجاوز ترک به خانه های ارامنه هجوم و هر آنچه را که به دستشان می رسید غارت می کردند ، از لباس های زنانه گرفته تا اشیاء قیمتی که بسیاری از این اشیاء را در روزهای بعد در پشت ویترین مغازه های شهر به فروش می رساندند .

آن ها حتی به جوانان 25 تا45 سال که در ارتش خدمت می کردند رحم نکردند و بعد از احضار و خلع سلاح آنان را روانه ی قتل گاه می کردند تا در کنار کودکان ، زنان و حتی مردان 70 ساله قربانی شوند .

از 696 ارمنی که از آدیامان به طرف حلب کوچ داده شدند تنها 321 نفر به این شهر رسیدند ، 206 مرد و57زن در بین راه ه قتل رسیدند،70 زن و دختر و 19 پسر بچه ربوده شد و از سرنوشت دیگران هم کوچک ترین اطلاعی نبود . وقاحت و بی شرمی ترک ها به جایی رسیده بود که حتی زنان ارمنی را که در حال رختشویی بودند از کاربازداشته و مستقیما آ نها را به سوی تبعید گاه اعزام و پس از تجاوز،آنان را می کشتند.مردان آنان را به نقاط دوردست تبعید و فرزندانشان را می فروختند ودر بعضی موارد بچه هااز شدت گرسنگی جان می باختند .

تاریخ نیک می داند که کاروان 18000 نفری ارتش فریبکار ترکیه می خواست آنان را به نقطه ی دیگرانتقال دهد، بعداز چند روز راهپیمایی تنها 300تن از آنان زنده که آنها را هم با قساوت و بی رحمی تمام که تاریخ نظیرش را ندیده آتش زدند .به راستی حیرت انگیز است . آیا تاریخ بشری تا کنون فرزند نا خلفی این چنین به خود دیده است . مگر اعراب بیابانگرد وشتر چران از روحیه ای این چنین پلید و متجاوز بر خوردار باشند .با تمام این جنایات که دنیا نظاره گر بود اما دولتمردان متجاوز گر عثمانی هیچگاه میل نداشتند که مسا له ی کشتار ارامنه و حتی صدای اعتراض ناله و شیون آنها موضوع یک جدل جهانی شود و علیرغم پرده پوشی ها ،کتمان کاری ها و ظاهر سازی های دولت عثمانی کشتار ارامنه در خفارا به طور سیستماتیک ادامه می داد .و با توجه به اینکه قتل عام ارامنه یک اسطوره شدو حتی طی جلسه ای در سازمان ملل مطرح و گزارشی را تنظیم گردید . اما با زهم دولتمردان فنا تیک ترکیه منکر ان هستند واین انکار در شرایطی صورت می گیرد که بیشتر هنرمندان، نقاشان و نویسند گان مورد توجه عثمانی همه ارامنه بودند. زیبا ترین پارچه ها توسط زنان ارمنی بافته می شد .زیباترین کلیسا ها و باشکوه ترین مساجد امپراتوری ،ساخته وپرداخته ی آرشیتکت های ارمنی بود . کارهای چاپی ارمنی ها زبانزد عام و خاص بود و بیشتر روشنفکران ارمنی در مدارس ترک به کار تدریس اشتغال داشتند و بهترین تر جمه ها مربوط به ارمنیان بود که بدون شک به ارتقاع فرهنگ جامعه ی ملی و همچنین غنی سازی ادبی کشور کمک شایانی می نمود .پس مسوول کیست ؟شکی نیست که مسوو لیت تصمیمات مربوط به تبعید ،کشتار ،تجاوزو...ارامنه فقط متوجه دولت ترکیه است وباید این واقعیت را پذیرفت که دولتمردان ترکیه نه تنها مسوول تمام این کشتار ها و قتل عام ها می باشند ، بلکه در مقابل تاریخ و جامعه ی جهانی باید جواب گو باشند .

همچنانکه باید در مورد سرنوشت 25000000 کرد و زهرآلود کردن رهبر آنها عبدالله اوجالان جواب گو باشند!

و اما قبل از نتیجه گیری، لازم به ذکر است که سیاست های جها نی در طول تاریخ همیشه این بوده که بیشترین لقمه را به هنگام تقسیم غنایم جنگ به دست آورند ومنطقه ی وسیع تری را از تجز یه ی امپراتوری عثمانی برای خود دست و پا کنند .که دراین چشم اندازه بسیار طبیعی است که جایی برای دول ضعیف وکوچک در نظر گرفته نشده ودر پایان اگر سوال شد که ارمنستان یعنی چه؟ بطور قطع باید گفت ارمنستان یعنی اقلیت واقلیت یعنی سر گذشت اندوه بار یک ملت پراکنده ونگون بخت ...تنها تبعید شدگان از وطن و دور افتادگان می دانند که چگونه از رویدادهای تلخ وشیرین ،نامها ونام آوران فراموش نشدنی ملت خویش استفاده کنند،تا باز ماندگان ، هویت ملی و فرهنگی ،اسطوره ها و موجودیت نژاد خود را از یاد نبرند ،تااز این رهگذر شعله ی غرور ملی فروزان باقی بماند .چرا که آنان نیک می دانند که از دست رفتن هویت ملی یعنی زوال ونابودی استقلال ملی .و بسیار طبیعی است که ارمنی ها هم به مانند کردها درتاریخ پر از درد ورنج شان به این غرور نیاز دارند چرا که موجودیت شان در همین غرور ملی تعریف می شود .

زنده باد کورد زنده باد کوردستان
 
زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)
 
زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
 
مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه‌ی فاشیست و نژادپرست

 
شنبه 29 تیر 1387
ساقط ‌شدن 2 هلکوپتر ارتش ترکیه از سوی نیروهای مدافع خلق

www.rojhelat.nu

Peshmergey PKK - HPG

‌دو فروند هلیکوپتر نظامی از نوع سکورسکی هدف شلیک سلاحهای نیروهای HPG قرار گرفته‌و سقوط کردند.

نیروهای مدافع خلق منسوب به HPG گزارش داد که ‌دو فروند هلکوپتر نظامی از نوع سکورسکی هدف شلیک سلاحهای سنگین نیروهای گریلا قرار گرفته ‌و سقوط کرده‌اند.

HPG‌ در اطلاعیه‌ خود با اشاره‌ به ‌درگیریهای سنگین کهر‌روز 12 ژوئیهر‌در منطقه‌ربینگۆل رخ داده ‌است میگوید که ‌هلکوپتر نظامی ارتش ترکیه‌ که‌ در منطقه ‌در حال گشت زنی بود مورد هدف گریلاهای نیروی مدافع خلق قرار گرفته‌ و بعد از مدتی منفجر شده‌است، HPG‌ همچنین می‌افزاید که ‌لحظات سقوط هلکوپتر نظامی ترکیه ‌از طرف گریلاها فیلمبرداری شده ‌است.

در ادامه ‌همین اطلاعیه ‌آمده‌ است که ‌هلکوپتر دیگری نیز در درگیریهای روز 11 ژوئیه‌ که‌ در منطقه‌ اورامار رخ داده‌ بود مورد اصابت نیروهای گریلا قرار گرفته‌ و در منطقه ‌بین آواشین و اورامار سقوط کرده‌ است.
 
زنده باد کورد زنده باد کوردستان
 
زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)
 
زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
 
مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه‌ی فاشیست و نژادپرست
 

 
شنبه 22 تیر 1387
همراه شو! عزراییل را فراری می دهیم!

www.rojhelat.nu

Ferzad Kemanger - Kurd - PJAK - PKK

به هر آن کس که سر راهتان قرار دارد،زندگی ببخشید

فوری

دوستان عزیز:لطفا این مطلب را بخوانید و برای دوستانتان هم بفرستید!


برای فرزاد کمانگر:

آقا معلم! شاگردانت منتظرند! مادرت،برادرانت،دوستانت،همه آنانی که نامه
های عمیقت را خوانده اند.همه منتظریم...تا امروز منتظر بودیم خبر آزادیت
را بشنویم،رهاییت را ببینیم.اما گویی عزمشان جزم است تا جسم پاک و زخمی
ات را، روح پژمرده ات را از همه و برای همیشه پنهان سازند.می خواهند
نباشی.محترمانه برای مرگ تو نقشه کشیده اند.وقت تعیین کرده اند و امضای
عزراییل را هم جعل کرده اند.کار تمام است.معجزه خود را قایم کرده.شانس گم
و گور شده.انسانیت را به زندانی در ناکجا آباد تبعید کرده اند.قانون را
خریده اند.برای نفسهایت، شمارش معکوس می خوانند.طنابت همینجاهاست.حُکمت
دستشان است.اما اکنون مرگ پایان عادلانه ای نیست.جوهر نامه هایت هنوز خشک
نشده،بوی انسان بودنت،استاد بودنت،هنوز در فضای روح،در اتاقهایمان و پشت
شیشه ی مونیتور هایمان،تازگی دارد.هنوز زیباست.تو از آنانی هستی که هر چه
فکرش را می کنم،فکرش را می کنیم، قیافه ات به مرگ نمی خورد.زود است
هنوز......تو نخواهی مُرد....زندگی منتظر توست....


--------------------------------------------------------------------------------

دیوان عالی کشور،حکم اعدام آموزگار و فعال مدنی کرد فرزاد کمانگر را
تایید کرده است.گفته می شود این حکم به دایره اجرای احکام هم فرستاده
شده.پس هم اکنون جان یک انسان در خطر است.اکنون تنها کاری که می توان
کرد،اعتراض است.تنها کسی که می تواند جلوی اجرای این حکم را بگیرد آیت
الله شاهرودی است.پس لطفا شما هم همراه شوید تاهمه با هم به یک انسان
زندگی را بازگردانیم.همراه شوید تا همه با هم در یک حرکت مسالمت
جویانه،انساندوستانه و متمدنانه مانع از اعدام فرزاد کمانگر شویم.

لطفا شما هم به دفتر جناب آقای آیت الله شاهرودی،به سخنگوی قوه قضاییه
،به زندانبانی رجایی شهر کرج و هر مقام قضایی دیگری که می توانید تلفن
بزنید.خواستار بازنگری در این حکم بشوید.مخالفتتان را با اعدام فرزاد
کمانگر اعلام کنید.و خواستار تجدید نظر در این حکم و بررسی مجدد پرونده
با در نظر گرفتن دادرسی عادلانه بشوید.


--------------------------------------------------------------------------------

تلفن قوه قضائیه :

آقای شاهرودی : 00982122741002

و همچنین دفتر قوه قضائیه :

تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (۲۱) ۰۰۹۸
فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (۲۱) ۰۰۹۸




--------------------------------------------------------------------------------

شماره همراه علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه : 09121595504


--------------------------------------------------------------------------------

زندان رجائی شهر:

پست الکترونیکی rajaeeshahr@tehranprisons.ir
تلفن تماس 4411051 0261--- 441150 0261

--------------------------------------------------------------------------------

شماره تلفن آقای محمد شیرج، رییس حوزه نظارت قضایی ویزه
+98 21 664 05170
+98 21 664 05171
+98 21 664 05172
+98 21 664 07070


--------------------------------------------------------------------------------

مدیر کل سازمان زندانهای استان تهران

تلفن تماس: 2- 2123701 9821 +

--------------------------------------------------------------------------------



لطفا در صورت موافقت،همراهیتان را و مشارکتتان را به ما هم اطلاع
بدهید.منتظر همراهیتان هستیم.ایمیل:s.rasoulpour@gmail.com

سامان رسول پور /روزنامه نگار و فعال حقوق بشر

زنده باد کورد زنده باد کوردستان

زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)

زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)

مرگ و نابودی بر کسانی که چشم دیدن کورد و کوردستان رو ندارند

 


 
چهارشنبه 19 تیر 1387
حمله تلافی‌جویانه نیروهای پژاک علیه پایگاه‌های رژیم در کرمانشاه

 

PJAK

مرکز چاپ و انتشارات حزب حیات آزاد کردستان PJAK طی اطلاعیه‌ی، روز 4 جولای اعلام کرد که نیروهای رزمنده آن حزب در دو عملیات تلافی‌جویانه در مناطق پاوه و کرمانشاه بر پایگاه‌های نظامی رژیم حمله برده و تلفاتی بر آنها وارد کرده‌اند.

در اطلاعیه PJAKآمده است، سیاست‌های انکار و امحاء علیه خلق کرد از جانب رژیم جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله جدیدی گشته و همچون کنسپتی همه جانبه هر روز بیش از پیش یورشهای این رژیم بر ارزشها و دستاوردهای خلقمان افزایش می‌یابد. علی‌رغم جو اختناقی که بر جامعه ایرانی تحمیل می‌گردد، یورش و حملاتی مستمر بر خلق کرد چه در داخل و چه در سطح منطقه‌ای در اولویت برنامه‌های رژیم قرار دارد.

آشکار است که افزایش حملات علیه خلق کرد همزمان با پیشرفت‌های چشمگیر در هوشیاری ملی و موضع آزادیخواهانه خلق کرد و نیروی مقاومتی است که با پیشاهنگی PJAK ایجاد گردیده و مهر خود را بر تاریخ مبارزات شرق کردستان زده است. PJAK در هر عرصه‌ای به معنای سمبل و هویت مقاومت و آزادیخواهی خلق کرد در شرق کردستان است.

بیش از 16 روز توپباران قندیل و منطقه گریلا از جانب توپخانه‌های رژیم ایران، حمله هواپیماهای جنگی ارتش ترکیه بر مرکز مطبوعات حزبمان در تاریخ 1/5/2008 که در نتیجه آن 6 تن از رفقای گرانقدرمان شهید گشتند، شهادت 7 کادر حزبمان در کمین نیروهای رژیم ایران در منطقه برادوست از حومه شهرستان ارومیه، ده‌ها بار بمباران و کمین در مناطق مختلف علیه نیروهایمان، همچنین دستگیری و آزار و شکنجه همه اقشار و طبقات خلق، بخصوص اعدام جوانان و فعالان، گسترش پدیده مزدوری، افزایش سرسام آور مواد مخدر و ... نمونه‌های نمایان این یورشها از سوی رژیم اسلامی ایران می‌باشد.

Gerilla _ Peshmerge (PJAK) Sherejinani Kurdistan - Shir Zanane Kurdistan

 این حملات همه جانبه رخسار خصمانه رژیم اسلامی را علیه خلق کرد و حزبمان آشکار نموده و بکارگیری حق دفاع مشروع را بر ما تحمیل می‌نماید. در این چارچوب حزبمان PJAK با ارزیابی همه جانبه این وضعیت تصمیم به دفاع مشروع و حق جوابدهی به سیاست‌های یورشکارانه رژیم اسلامی ایران را گرفت و مرحله دفاع مشروع را آغاز نمود.

در این چارچوب گریلاهای نیروهای شرق کردستان (HRK) در همه جغرافیای شرق کردستان ضرباتی را بر نیروهای رژیم وارد کردند و بیشتر از 10 هدف مختلف را در مناطق ماکو، سلماس، قطور، اشنویه، سردشت، پیرانشهر، مریوان، سنندج، کرمانشاه و مرکز تهران مورد حمله قرار دادند. در همین راستا دیروز پنج‌شنبه 3 جولای، گریلاهای نیروی شرق کردستان در یورشی بر پایگاه مله در پاوه پایگاه مذبور را برای مدتی به اشغال خود در آوردند.

در ادامه اطلاعیه آمده است که نیروهای آنها ساعت 11 شب با سلاح سبک و نیمه سنگین خود دیدبان‌های پایگاه را مورد هدف قرار داده و سپس نیروهای رژیم منجر به فرار از پایگاه شده و گریلا نیز کل پایگاه را تسخیر می‌کنند و بعد از ساعاتی از نیمه شب گریلاها بدون تحمل هیچ زیانی به مناطق خود باز گشتند.

زنده باد کورد زنده باد کوردستان

زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)

زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)

مرگ و نابودی برای دشمنان کورد و خاک مقدس کوردستان

 


 
چهارشنبه 19 تیر 1387
یک مامور اطلاعات رژیم اسلامی در ایلام به هلاکت رسید

www.rojhelat.nu

یک مامور اطلاعات رژیم اسلامی در ایلام مورد حمله مسلحانه قرار گرفته و بهلاکت رسیده است.

این اقدام مسلحانه در خیابان ولیعصر ایلام صورت گرفت و مامور اطلاعاتی با شلیک دو گلوله کلت کشته شده است.

این مامور اطلاعات که هویت وی اعلام نشده از ماموران اداره کل اطلاعات ایلام بوده است.

لازم به ذکر است تا حال هیچ نیروی ترور مامور رژیم اسلامی در ایلام را به عهده نگرفته است، اما چندی پیش حزب حیات آزاد کردستان PJAK به نیروهای رژیم هشدار داده بود که هر نوع سرکوبی علیه مردم کرد را بدونه پاسخ نخواهد گذاشت.

همزمان اعلام شد در استان بوشهر نیز یکی از ماموران انتظامی رژیم هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده است.
 
زنده باد کرد زنده باد کوردستان
 
زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)
 
زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
 
مرگ و نابودی بر دشمنان کرد و کوردستان
 

 
جمعه 24 خرداد 1387
رهبر APO : هژمونی نوینی را میسازند

www.rojhelat.nu

Serok APO - سه‌رۆک ئاپۆ - رهبر آپو

هژمونی نوینی را می‌سازند

اجرای مجازات انفرادی آغاز شد. روز جمعه آغاز شد. دیگر قلم و کاغذ نیز به من نمی‌دهند. هر سخنی که می‌گوییم را علیه ما بکار می‌برند. مجازات بیست روزه‌ی دیگری را صادر کردند. مجموعا پنجاه روز. اول بیست و سپس ده و بعد از آن هم بیست روز دیگر مجازات انفرادی. بیست روز انفرادی اخیر را به سبب سخنان من در روز 14 می صادر کردند. دلیل آنها هم این است که با گفتن اینکه "سی میلیون کرد را علیه خود برخواهید انگیخت" سی میلیون کرد را علیه آنها برانگیخته‌ام. دلیل مجازات اخیر این است. چه می‌توان کرد؟
اینگونه نمی‌شود، حتی یک کاغذ و قلم هم به من نمی‌دهند. دادگاه حقوق بشر اروپا در این مورد باید حکمی صادر کند.
دوستان ما در این مورد باید تلاش کنند، مسئولیت مسئله برعهده اتحادیه اروپاست، در این مورد باید کاری کرده و دادگاه حقوق بشر اروپا در این مورد حکمی صادر نماید. دادگاه حقوق بشر در این مورد هشیار نیست؛ اقتضای حقوق را بجای نمی‌آورد. وکلایم نیز باید این مسئله را همیشه مطرح کنند؛ باید پی‌درپی جلسات مطبوعاتی برگزار کنند. باید افکار عمومی را در مورد این وضعیت آگاه کنید. زیرا بدین شکل تمامی حقوق من در موضوع دفاع از خود را از من می‌گیرند. من نمی‌توانم کاری بکنم. وکلایم نیز می‌آیند، نمی‌دانم که چه خواهد شد. در واقع در این موضوع کمیته وزیران شورای اروپا بدون احساس مسئولیت برخورد کرده و حکمی صادر کرده است. هنگام صدور حکم به من اطلاع داده شده بود. از فشار آمریکا سخن گفته بودند. از فشار سیاسی آمریکا سخن می‌گویند. این را می‌دانیم اما اروپا نیز باید حکمی صادر کنند. اگر حقوق وجود دارد پس باید حقوق را اجرا نمایند، اگر نیست پس باید بگویند حقوقی وجود ندارد. آیا حقوق وجود ندارد؟ حقوقدانان باید در این مورد نظر بدهند! برای دفاع از خود تنها یک ورق کاغذ به من می‌دهند، من قبول نمی‌کنم. از هر طرف بر روی من فشار وجود دارد. باید در مقابل اینها هزاران صفحه دفاعیه بنویسم. ملاقات‌ها را بی‌معنی می‌کنند. اگر من نتوانم از خود دفاع کنم، نتوانم دفاع کنم، نتوانم دفاعیه‌ای را که می‌خواهم بنویسم، هیچ معنایی برای ملاقات‌های من باقی نخواهند ماند. آیا در بیرون از زندان کاری انجام داده می‌شود؟
یک هژمونی جدید وجود دارد. با این اقدامات دست برداشتن از کردبودن، سازمانم و افکارم را بر من تحمیل می‌کنند. فشار می‌آورند تا زود حرکتی بکنم، یعنی مجبورم می‌کنند که یا خود را نابود کنم و یا تسلیم شوم. در اینجا نوعی ظریف از اقداماتی وجود دارد که در 12 سپتامبر در دیاربکر اجرایش کرده‌اند. از وضعیت رفقای آن دوران خبر دارید، رفیق مظلوم و سایر رفقا مقاومت خویش در مقابل اقدامات را یا به شکل خودسوزی و یا اعتصاب غذا تا دم مرگ انجام دادند. از من نیز انتظار دارند که موضع مشابهی اتخاذ کنم. من در مقابل خلق خویش مسئولیتی دارم، مسئله سرنوشت یک خلق در میان است. حتی از تلفظ این نیز دوری می‌گزینند. پیداست که نباید دست به چنین اقداماتی بزنم. نمی‌دانم، چه فکر می‌کنند، در این موضوع چه خواهد شد؟
اگر چنین چیزی روی دهد، کسی قادر نخواهد بود از عهده‌ی آن برآید. حتی یک اعتصاب غذای کوچک نیز زیاد خواهد بود. قبل از اینکه به چنین چیزی دست بزنم، باید این را همراه با جزئیات مورد بحث قرار دهم. وقتی وکیل انگلیسی به اینجا آمد، نسبت به استراق (گوش دادن مأموران) ملاقات اعتراض نمود. گفت: "تو نمی‌توانی در این شرایط از خود دفاع کنی" وکیل انگلیسی علی‌رغم اینکه می‌دانست نمی‌توانم دفاع کنم، با اصرار خواست که ملاقات کند. گفته بود که تنها می‌خواهم ملاقات کنم. برای انجام ملاقات چهار ساعت مشغول شد. آنها کار را می‌دانند، در هیچ جایی چنین نوعی از دفاع وجود ندارد. بی‌جهت اینها را بر زبان نراند، زیرا می‌داند که اینگونه نمی‌توان دفاع کرد. می‌دانست که اینگونه در اینجا به ناموس دفاع تجاوز می‌کنند! نمی‌دانم که وکلایم نیز از این پس خواهند آمد یا نه.
شورای اروپا نیز باید از این پس بیشتر به مسئله توجه کند، باید کسی از شورای اروپا بیاید و با من دیدار کند، قبلا نیز دیدار انجام داده بودند. خود آنها می‌توانند نظارت کرده و ببینند که در این شرایط نمی‌توان دفاع کرد. در اینجا حقوق پایمال می‌شود. دادگاه حقوق بشر اروپا حکمی صادر کرده بود که مطابق آن در اینجا حق دفاع از خود پایمال می‌شود اما کمیته وزیران مانع آن شد. دادگاه حقوق بشر باید در این موضوع حکمی صادر کند؛ یا حقوق باید اجرا شود و یا نشود. زیرا حقوق اروپا نیز پایمال می‌شود. اگر حقوق قوی بودن اجرا می‌شود، اگر نیرو مناسبات و حقوق را تعیین می‌نماید، باید این را بگویند تا ما نیز بدانیم. در تحویل دادن من به اینجا نقش ترکیه بسیار کم است. آمریکا برای گرفتن پشتیبانی کامل ترکیه و تسلیم گرفتن ترکیه، از نظر سیاسی مرا تحویل داد. اروپا نیر در این مورد کمک کرده و بستر حقوقی این را آماده نمود. همه در این مورد مسئولیت دارند. هم بخاطر اینکه رهبر سازمان هستم مرا مجازات کردند و هم بخاطر اینکه گفته‌ام رهبر سازمان هستم، جداگانه برایم حکم صادر می‌کنند. مادامی که هر روز به من می‌گویند که "تو رهبر تروریست‌ها هستی، بزرگترین تروریست هستی، بزرگترین جدایی‌طلب هستی"، پس باید اجازه دهند تا از خود دفاع کنم. وکلایم نیز می‌توانند در شورای اروپا دیدارهایی انجام دهند. می‌توانند اعلام کنند که : "ما نیز به ابزار پایمال شدن حق دفاع از خود تبدیل نخواهیم شد."
به این ترتیب می‌خواهند که مرا نابود کنند. در خارج از اینجا که همه جا را بمباران می‌کنند. با کمک آمریکا نیز در اینجا به من فشار می‌آورید. نقشه این را قبلا کشیده بودند؛ هنگامی که عثمان پست و دار و دسته‌اش رفتند، چنان کردند که انگار می‌گویند: "ما پدر آپو را گرفتیم، برای مادرش بدنبال شوهر هستیم." کردهای مزدور نیز به آنها کمک می‌کنند. نه‌تنها آمریکا و سایر دولت‌ها بلکه کردهای مزدور نیز تحویل دادن من نقش بازی کردند. در تحویل دادن من اینها بیشتر از همه خوشحال شدند. هم‌اکنون هم اینها هستند که در دیاربکر مستقر شده‌اند. اگر تمامی خانواده‌های مزدور را جمع کنی، شمارشان به پانصد نمی‌رسد. می‌دانم که اینها چه کسانی هستند، همه نیز می‌دانند، لازم نیست اسامی را بگویم. وقتی به اینها فکر می‌کنم، همیشه یک سخن کمال پیر به یادم می‌آید؛ می‌گفت: "ای آپو تا زمانی که کردها از این بردگی رهایی نیابند، ترک‌ها نیز نجات نخواهند یافت و پیشرفت نخواهند کرد. من به سبب اینکه بسیار می‌خواستم به خلقم خدمت کنم، در کنار تو هستم." خلاصه اندیشه‌ی کمال پیر این بود. کمال پیر انسان بزرگی بود. خلاصه‌ی مقاومت اصیل او این بزرگی او بود.
تاریخ، فرهنگ و ماهیت یک خلق ده هزار ساله انکار خواهی کرد، حتی نام او را نیز بر زبان نخواهی آورد، اینگونه نمی‌شود. در پس این انکارگرایی سهم مزدوران کرد بسیار است. آنها نیز در برابر برخی منافع معین این حق را نادیده می‌گیرند. آمریکا و اتحادیه اروپا و سایر نیروهای سیاسی به ترکیه می‌گویند: "در هر موضوعی از ما پشتیبانی کن، آپو نیز از آن شماست، هرچه می‌خواهی، بکن." یعنی می‌گویند: "پدر آپو را از حل کردیم، مادر، خواهرش و سایرین مال تو، هرچه می‌خواهی با آنها بکن" عثمان و بوتان پست نتوانستند این را درک کنند. سیاستمداران کرد و حزب جامعه دمکراتیک DTP نیز به اندازه کافی قادر به بیان اینها نیست. گاه حتی شهامت بر زبان راندن کلمه کرد را نیز نشان نمی‌دهند. انتقاداتی سختی از DTP دارم، از دیگران نیز.
در اینجا نقشی برای ترکیه در نظر گرفته‌اند. این نقش را همانند مثال "مغربی ثروت یافته"(کنایه از مالی مفت گیر آوردن) برعهده گرفتند. یعنی یک هژمونی وجود دارد؛ آنرا ملی‌گرایی ترکواز می‌نامند. اینها ملی‌گرایان ترک نیز نیستند. من چهل میلیون کرد را در مقابل کسی برنمی‌انگیزم. اما مورد صحیح و درست را بر زبان می‌آورم. آیا دادستان‌ها و قاضیان این گفته‌هایم را نمی‌شنوند؟ درواقع آن‌ها نیز از وضعیت آگاه هستند. از بالا برای آنها دستور می‌آید، برای مدیریتی که در اینجاست نیز از بالا دستور می‌آید. قبلا نیز هنگامی که دادستان نظر مرا در مورد کنفدرالیسم دمکراتیک جامعه کردستان KCK خواست، من نظراتم را در مورد KCK برایش بیان کردم. دقیقا این سخن را گفتم: KCK یک سازماندهی مدنی است, هنگامی که پنجاه سازمان مدنی گرد آمده و یک نماینده را برای خویش تعیین کنند، این در نظر من KCK است؛ KCK کوردیناسیون سازماندهی مدنی است. سیستم KCK را برای همه‌جا، برای عراق، سوریه و ایران نیز پیشنهاد کرده بودم.
می‌گویند که با سخنانم در اینجا سی‌ـ چهل میلیون کرد را تحریک می‌کنم. نخیر، من تنها حقایق را گفته و مواردی را تشخیص می‌دهم. سوریه سعی می‌کند از کردها در برابر ترکیه استفاده کند. سوریه حداقل برای اینکه ترکیه را در مسئله بین خود با اسرائیل، در وضعیت بی‌تاثیر نگه دارد، از کردها استفاده می‌کند. "اسد" همیشه یک کارت کرد را در دست دارد، نمی‌توانیم این را ندیده بگیریم. این یک واقعیت است.
ایران به سبب اینکه ترکیه و آمریکا متفق هستند، با ترکیه یک چالش طبیعی دارد، به همین جهت همیشه امکان تسامح با کردها را دارد. علی‌رغم اینکه در برابر P.K.K با ترکیه در یک جبهه دیده می‌شود نیز، همیشه یک کارت کرد را در دست دارد و همیشه خواهد خواست که از کردها استفاده کند. در واقع چیزی که ایران می‌خواهد بکند، برهم زدن اتفاق ترکیه و آمریکاست.
در عراق با استفاده از P.K.K ، یک دولت کردی بنیاد نهاده شد. ماهر کایناک نیز گفته بود: "به نظر من P.K.K بهانه است، کاری از آن برنمی‌آید، به نظر من مسئله اصلی P.K.K نیست. مسئله اصلی تلاش برای ایجاد و تداوم دولت پشت پرده است." این را یک مشاور MIT ، کسی که همطراز رئیس تشکیلات استخبارات ملی است می‌گوید. یعنی در اینجا ماهر کایناک دولت خود را متهم می‌کند. این را نیز در کتابش که به من ندادند، بر زبان می‌آورد. یک مشاور یکی از نهادهای خودشان است، شاید یک نگرانی در دادن کتابش به من وجود داشته باشد، آن را هم نمی‌دانم، در جنوب برای ایجاد امارتی نظیر امارات اعراب، ما را به اینجا آوردند. هنوز هم این بازی را ادامه می‌دهند. آیا همه اینها را نمی‌بینند؟ خودشان شهامت ندارند اینها را بر زبان بیاورند، هنگامی که ما هم بر زبان می‌آوریم، ما را متهم می‌کنند.
هنگامی که مرا به اینجا آوردند، به دست‌اندرکارانی که با من دیدار کردند نیز گفتم، پرسیدم: شما چه فکر می‌کنید، چه ضمانتی می‌دهید؟ آنها نیز گفتند: "همه‌چیز بسته به شماست." من نیز به آنها گفتم: "من هرکاری که از دستم برای سیاست و راه‌حل دمکراتیک بربیاید، انجام خواهم داد، تنها چیزی که می‌خواهم، اجرای دمکراسی است اما نه یک دمکراسی فریبکارانه، یک دمکراسی حقیقی، یک دمکراسی که مطابق استانداردهای بین‌المللی اجرا شود. مورد مهم راهگشایی برای سیاست دمکراتیک است. ایجاد بستر حقوقی و شرایط دمکراتیک لازم برای همزیستی میان کردها و ترک‌ها و تداوم آن است."
این دلیل سخن راندن مکرر من از مصطفی کمال استت. م. کمال تنها یک جمهوری تاسیس کرده است. هنگامی تاسیس جمهوری نیز در اطرافش یک گروه از کادرهای اتحاد و ترقی وجود داشتند. اسامیشان را برنمی‌شمارم، همیشه از اینها سخن به میان می‌آورم. دهها بار نزد مصطفی کمال رفته و می‌گویند که باید نام دولت را جمهوری ترک بگذاریم. مصطفی کمال از این دام آگاه است و هر بار آن را رد می‌کند. مطلبی از "نامق کمال زیبک" در روزنامه "رادیکال" خواندم. در آنجا می‌گوید که در سال 1935 اکیبی به ایتالیا رفته و در مورد قوانین [بنتو] "موسولینی" تحقیق کردند، "رجب پَکَر" در آن دوران برای اینکه اینها را در برنامه CHP در آن دوران بگنجاند، به مصطفی کمال پیشنهادی ارائه می‌کند. مصطفی کمال علی‌به سبب اینکه بسیار خسته بود، می‌خواهد آن شب بخوابد و آن ها را بررسی نکند. ولی نمی‌خوابد و تا صبح اینها را بررسی می‌کند. وقتی صبح نزد او می‌رود، می‌بیند که م. کمال تمامی آنها را خوانده است. مصطفی کمال به او می‌گوید: "کودک، کودک، اینها چکار می‌کنند؟ ما جمهوری را اینگونه تاسیس نکردیم." رجب پکر و عصمت اینونو هر دو بعدها این برنامه را در اساسنامه CHP می‌گنجانند. مصطفی کمال تنها جمهوری را تاسیس کرده است. حتی در اوایل می‌گفت: "ما حتی راضی به تاسیس یک مدیریت پادشاهی نیز هستیم."
اکنون سعی می‌کنند یک هژمونی نوین و نوعی نگرش ترک‌گرایی نوین را ایجاد نمایند. سی سال است که سعی می‌کنند این را انجام دهند. ملی‌گرایی روزنامه "حریت" و عبارت "ترکیه از آن ترک‌هاست." سخن و نگرشی است که تمامی خلق‌ها و عناصر اتنیکی خارج از ترک‌ها را هیچ انگاشته و نیست تلقی می‌کند. قبلا اصطلاح نئو اتحادیون را بکار برده بودم. برای اولین بار من این اصطلاح را بکار نبردم. "نهال آدسیز" آن را بیان کرده بود. نهال آدسیز همانند ناظم حکمت تمامی زندگی خویش را در زندان گذرانده است. ناظم حکمت به دلیل تبلیغات برای طبقه و پرولتاریا و نهال آدسیز یه به سبب اصل‌گرایی به زندان محکوم شدند. نهال آدسیز ترک‌گراست اما کردها را انکار نمی‌کند. نوعی نگرش ترک‌گرایی مطابق افکار خود را دارد، کردها را بعنوان یک خلق کوهی عقب‌مانده تعریف می‌کند، تعریفی مطابق افکار خود دارد. او نیز می‌گوید که این ترک‌گرایی که بعدها ایجاد شده، ترک‌گرایی آسیای میانه نیست. این ملی‌گرایی ترکواز بوده و تقلبی است، یک نگرش ترک‌گرایی که بعد از جمهوری ساخه شده است. این نگرش از 1925 و 26 بدینسو وجود دارد اما در دوران اخیر سعی می‌کنند، هرچه بیشتر آن را توسعه دهند. ترکی استانبولی را بیشتر مطرح کرده و آن را زبان مشترک ترک‌ها عنوان کرده و گفتند "از این پس همه اینگونه همدیگر را درک خواهند کرد." نخیر، ترکی استانبولی هیچ ارتباطی با فرهنگ و خلق آناتولی ندارد. آناتولی منابع فرهنگی غنی دارد. این زبان ترکی هیچ ارتباطی با "کاراجااوغلان" و "یونس امره" و "مولانا" ندارد. این وضعیت درواقع تضعیف نمودن ترکی است، بریدن آن از ریشه‌هایش است.
از مشروطیت بدینسو فرقه حریت و ائتلاف و فرقه اتحاد و ترقی وجود دارد. از 1908 تا 2008 ، امروزه نیز یک نگرش نسخه اتحاد و ائتلاف وجود دارد. این نگرش تنها محدود به آ.ک.پ نیست، برخی گروه‌های دیگر نیز نماینده این نگرش هستند. این نگرش قشری وسیعی را در بر می‌گیرد. بغیر از این، امروزه نگرش اتحاد و ترقی نیز وجود دارد. آلمان‌ها در آن دوران از اتحاد و ترقی پشتیبانی می‌کردند، انگلیسی‌ها نیز از حریت و ائتلاف حمایت می‌نمودند. اتفاق میان آلمان و اتحاد و ترقی، ترکیه را بسیار متضرر ساخت. آلمان‌ها با تداوم این پشتیبانی سنتی، امروزه از CHP پشتیبانی می‌نمایند. امروزه نیز انگلیسی‌ها از نگرش حریت و ائتلاف حمایت می‌نمایند. یعنی از طرفی ذهنیت اتحاد و ترقی و از طرف دیگر ترک ـ اسلام و یا اسلام ـ ترک وجود دارند. من مخالف هردوی این نگرش‌ها هستم. زیرا کنترل هر دوی آنها معلوم است، در دست دیگران است، از خارج کنترل می‌شوند. فی‌النفسه ترکیه را تسلیم کرده‌اند، به نظر من در درون نظامی‌گری تماما به این مورد تسلیم شده‌اند، برخی مخالف این امر هستند اما نیرویشان کفاف این مخالفت را نمی‌کند.
انگلیسی ها این هژمونی نوین را می‌سازند. طالبانی بخوبی این سیاست را می‌داند. اردوغان را نیز به ریاست تمدن‌ها برگزیده‌اند. او قادر به انجام این کار نیست، کسی نیست که بتواند انجام دهد، در واقع اردوغان مامور ساده‌ای است. اکنون نیز یک بسته پیشنهادی را اعلام کرده و می‌گوید: "ما برای چهار میلیون نفر کار خواهیم یافت"، این پروژه‌ی نوینی نیست.
"آونی اوزگورل" نیز گفته است که این پروژه موفق نخواهد بود."، از اندیشه‌هایش آگاه هستم. یک ملی‌گرای قدیمی است، میهن‌دوست ترک است و می‌داند. شرق و جنوب شرقی را به سرمایه جهانی پیشکش می‌نمایند. من قبلا گفته بودم: "اگر اختیار اینجا را به من بدهند، ده میلیون انسان را سیر خواهم کرد." نخست‌وزیر اکنون رفته و بسته پیشنهادی اعلام کرده و می‌گوید که چهار میلیون انسان را استخدام خواهد کرد. آیا بیکاری رو به تزاید نیست؟ شما نیز می‌دانید، همه می‌بینند، استخدام کجاست؟ در اوایل طرح پروژه "گاپ" من شخصا خود برای تحقیق در این مورد رفتم. از جایی که سد را ساخته بودند، در جایی تماما هموار لوله‌ها را به "حران" برده بودند. چرا به "حیلوان"، "سیوارک"، "ویران‌شهر" و سایر جاها نبرده و تنها به حران برده بودند؟ می‌دانید که حران از نام برادر ابراهیم هارون سرچشمه می‌گیرد. در آن دوران نیز زمین‌هایی در حران خریده شده بود. اولین شرکت‌هایی که خریده بودند با همکاری "کوچ ـ انکا" زمینها را خریده بودند. بخشی از زمینها را نیز دمیرل خریده بود. گروه "دوغو" نیز در آنجا به کار مشغول بوده و زمین خریده بودند. دلیل اینکه آب به سایر جاها نرفته و به حران می‌رفت رساندن آب به اینها بود. من بعدها تحقیق کردم، سرمایه موجود در آنجا و حتی یک شرکت را مورد تعقیب قرار دادم؛ فهمیدم که اینها روابطی با شرکتی دارند که در بورس تمرکز یافته است. اینها نیز با "سیتی بانک" که مرکز آن در نیویورک است ارتباط دارند. اینها مستقیما تاسیسات یهودی نیستند اما به صورت غیرمستقیم در آن سرمایه دارند و از طرف آنها نظارت می‌شوند. نخست‌وزیر نیز اکنون می‌گوید که به جاهایی که آب نمی‌رود، آب خواهند رساند. درواقع آب را برای خلق نخواهند برد، خواهید دید که در جاهایی که آب به آنجا نمی‌رود، به دست خانواده‌های مزدور شرکت‌هایی تاسیس کرده و برای آنها آب خواهند برد. خلق باز هم بیکار و گرسنه خواهد ماند. شرکت‌های موجود در آنجا نیز همگام با سرمایه‌ی جهانی کار خواهند کرد. برای انجام این کار و کنترل این سرمایه به دست سرمایه جهانی ماموری ویژه فرستادند، محمد شمشک. در آنجا در جاهایی که بعنوان مناطق مین‌گذاری شده نامیده شدهه‌اند، زمین‌هایی وجود دارند که تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته‌اند، آنها را نیز خواهند خرید. اینگونه تمامی آن زمینها را به سرمایه جهانی و خارج پیشکش خواهند کرد. خلق آنجا هم همانند خوشه‌های خشم(منظور رمانی است که در آن سرگذشت سخت کارگران را در شهرهای غنی بازگو می‌کند) در آمریکا گرسنه و بصورت بینوا رها خواهند شد.‌
ماهر کایناک به این سبب می‌گوید: "دست خویش را از گلوی ترکیه بردارید." نمی‌گوید که منظورش از "اینها" کیست. من نیز می‌پرسم: "ای ماهر، این نیروهایی که می‌گویید دستتان را از گلوی ترکیه بردارید، کدام نیروها هستند؟" می‌گوید که نمی‌توانم اعلام کنم و سپس می‌گوید برایتان داستانی را باز خواهم گفت. یعنی داستانی که شما می‌دانید. و آغاز به بازگویی داستان‌های بسیاری می‌کند. من از داستان چیزی دستگیرم نمی‌شود. از طرف من می‌توانید از ماهر کایناک بپرسید: "کسانی که "اینها" عنوانشان می‌کنید کیستند؟" درواقع می‌داند اما نمی‌تواند بگوید. اگر اعلام کند به نفع دولت خودش است اما نمی‌تواند اعلام کند. دخترش نیز پروفسور است، این را می‌داند، می‌توان از او نیز پرسید. او نیز می‌تواند اینها را اعلام کند. یالچین کوچوک نیز حقایق را می‌داند اما او نیز می‌گوید که نمی‌توانم بگویم، برایتان داستان خواهم گفت.
من از اینجا به مقامات دولتی می‌گویم؛ با دمکراسی می‌توان مسئله کرد را حل کرد. چیزی که ما می‌خواهیم یک همزیستی دمکراتیک میان کردها و ترک‌هاست که قادر به تداوم آن باشند. ما با مرزها مشکلی نداریم. می‌توان مسئله کرد با ارزش‌ها و اصولی دمکراتیک و ایجاد برخی تغییرات در قانون اساسی حل کرد. حتی به خود آن‌ها نیز گفته بودم؛ قانون اساسی را بیاورید من تدوین کنم. چیزی که ما می‌خواهیم راهگشایی برای سیاستی دمکراتیک است. اگر این تحقق یابد، کردها و ترک‌ها پیشرفته‌ترین جوامع خاورمیانه خواهند شد. از برادری کردها و ترک‌ها سخن می‌گویند، تنها گفتن کافی نیست، کردها و ترک‌ها برادر هستند اما اگر بتوان این برادری و همزیستی‌را به نقطه‌ای دمکراتیک و استراتژیک آورد، این مهم خواهد بود. یعنی چیزی که مورد نیاز است، دمکراتیک کردن و هماهنگ کردن روابط میان خود است. دمکراتیزه نمودن روابط است. من قبلا نیز گفته بودم؛ اگر به من فرصت دهند که سیاست دمکراتیک انجام دهم و با همه خلق ترکیه سخن بگویم، اگر نود درصد خلق از من حمایت نکنند، می‌توانید مرا دار بزنید. اگر امکان سیاست دمکراتیک را به من بدهند و از من جدایی خواهی ببینند، آنگاه می‌توانید مرا جدایی طلب بنامید و مرا اعدام کنید. چیزی که ما می‌خواهیم، اصول حقیقی دمکراسی است، همزیستی دمکراتیک است. باز هم اگر یک اقدام دمکراتیک صورت بگیرد، این برای مناسبات دمکراتتیک خلق اهمیت خواهد داشت. می‌دانم که طلب کمال پیر نیز این بود. کسان بسیاری نیز در میان ترک‌ها وجود دارند که طلب دمکراسی حقیقی را دارند. اما پیاده نمودن این‌ها مهم است.
علی‌رغم تمامی سعی دولت ترکیه،‌PDKو‌YNKبه P.K.K حمله‌ور نخواهند شد، می‌دانم که حمله نخواهند کرد. قبلا نیز این را گفته بودم.
ترکیه نیز دیگر باید این را بداند، طالبانی و بارزانی با P.K.K درگیر نخواهند شد، P.K.K نیز با آنها درگیر نخواهد شد. حتی اگر اسلحه به دست خلق بدهند نیز، خلق اجازه نخواهند داد فرزندانشان اسلحه گرفته و با P.K.K بجنگند. اگر امکاناتی به این نیروها بدهند نیز، آنها نمی‌توانند در مقابل P.K.K بجنگند. دیگر این قابل فهم است. فرانسه روابطش با کردها را گسترش می‌دهد. روابط خویش را P.K.K را نیز گسترش می‌دهد.
آکادمی جوانان بسیار مهم است. سلام مرا به جوانان برسانید. آکادمی باید جدی و دمکراتیک باشد، باید بتوانند کارهای خویش را بر اساس اصول دمکراتیک انجام دهند.
آیا آرام[دیکران] هنوز هم سرحال است؟ می‌توانید از طرف من یک دسته گل برایش ببرید. برایش سلام دارم. حتی اگر بخواهد اینجا بماند، می‌توان برایش خانه‌ای خرید، جایی در سواحل دجله مناسب است. ممکن است بخواهد بماند. می‌دانید که آرام اهل ساسون است.
در DTP جدایی جدی وجود ندارد. نمایندگان هرکس را که بخواهند انتخاب خواهند کرد، من کاری ندارم، دخالت نمی‌کنم، خود آن‌ها باید تصمیم بگیرند. چیزی که مهم است چیزی است که بامعنی است، بجای آوردن وظایفی که برعهده گرفته‌اند به بهترین شکل در جایی که قرار دارند می‌باشد. مسئله‌ای که بینشان وجود دارد را باید قطعا از میان بردارند. باید از اینها گذار نمایند. اگر DTP خوب کار کند، می‌تواند آرایش را سه برابر کند. زمینه لازم برای این وجود دارد. من امیدوار هستم. فکر کنم DTP در سایر موارد نیز برای ایجاد سازماندهی همگرا کار می‌کند. اگر کار کنند، به نظر من کارهای خوبی می‌توان انجام داد. زنان نیز باید خوب کار کنند، جوانان باید خوب کار کنند، بسیار کار کنند.
مشارکت در میتینگی که برای حل دمکراتیک مسئله کرد در "کادی کوی" استانبول در روز یک ژوئن از طرف مجلس صلح برگزار شده بود، خوب بود. محتوای آن چگونه بود، مسئله مهم محتواست. اینها مهم هستند اما تنها یکی دو میتینگ کافی نیست. باید به شکلی وسیع‌تر سازماندهی را انجام دهند، از "ادیرنه" تا "حکاری"، باید فعالیت‌های صلح‌جویانه انجام دهند. حتی می‌توان با گشتن با اتوموبیل‌ها و فعالیت به این صورت این کارها را انجام داد. می‌توان سازماندهی وسیعی را ایجاد کرد. ایمان دارم که اگر بسیار کار کنند، موارد خوبی ایجاد خواهند شد.
قبل از حکم سلول انفرادی نزد من دو لغت‌نامه وجود داشتند. می‌توانستم یک کتاب نیز نزد خود داشته باشم. یعنی کتاب، یک روزنامه، یک مجله می‌توانستم نگه دارم.
کتاب‌هایی که فرستاده می‌شوند به دستم می‌رسند. در پشت جلد کتاب "نظام جهانی" که قبلا از شما خواسته بودم، نام سه کتاب وجود دارد، می‌توانید آن‌ها را بفرستید. کتاب‌های مهم و جالب دیگر را نیز می‌توانید بفرستید. برای مجله "بیریکیم"(اندوخته) نیز حکم ممنوعیت صادر شد. دیگر لازم نیست بفرستید.‌
برای خلق ما و تک‌تک زندانی‌ها سلام دارم.


عبدالله‌ اوجلان- رهبر آزادیخواه خلق کرد در زندان انفرادی جزیره‌ امرالی
04-06-2008

زنده باد رهبر آپو

زنده باد حزب کارگران کوردستان (پ.ک.ک.)

زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)

مرگ و نابودی بر ترک و ترکیه‌ی فاشیست و نژادپرست

 


 
جمعه 24 خرداد 1387
به هلاکت رسیدن  10 پاسدار و 1 سرهنگ در درگیری با نیروهای گریلا
 
Shere Jini Kurd - شێره‌ ژنی کورد - شیر زن کرد
 
حزب حیات آزاد کردستان PJAK ‌طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد که گریلاهای نیروی شرق کردستان موسوم به HRK ، توانستند در هفته گذشته در روستای کاریز در حومه یولگلدی شهر ماکو، 11 پاسدار رژیم اسلامی ایران که در میان آنها سرهنگ پاسداری هم به چشم می‌خورد، به هلاکت برسانند.

PJAK در ادامه می‌افزاید که نیروهای بسیج و سپاه پاسداران مدتی است هموطنان کرد را در شهرهای ماکو و سلماس، مورد اذیت آزار قرار میدهند و این عملیات طلافی‌جویانه در پاسخ به این اقدامات بوده است.

PJAK همچنین شهادت 2 تن از گریلاهای خود را در این درگیری به نامهای فه‌راشین سلماس و ریزان ماکو مورد تایید قرار داد.

در خاتمه حزب حیات آزاد کردستان PJAK از مردم ماکو خواست که پشتیبانی خود را از نیروهای گریلا افزایش دهند و جوانان نیز با پیوستن به صفوف گریلا، نقشه‌های شوم رژیم اسلامی ایران را خنثی نمایند.
زنده باد کورد و کوردستان
 
زنده باد حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
 
مرگ و نابودی بر دشمنان و بدخواهان کورد و کوردستان
 
 

 
دوشنبه 30 اردیبهشت 1387
فیلم: عملیات نظامی نیروهای گریلای HPG علیه یک پایگاه نظامی ترکیه

www.rojhelat.nu 

زنده باد کورد زنده باد کوردستان

زنده باد حزب نیروهای مدافع خلق (ه.پ.گ)

زنده باد حزب حیات آزاد کوزدستان (پژاک)

مرگ و نابودی بر ترک و ترکیه‌ی فاشیست و نژادپرست

 


 
دوشنبه 30 اردیبهشت 1387
شونیسم ایرانی و کوردها

www.rojhelat.nu

Sowenizm fars

نریمان محمدی

آن زمان که فرعون مصر سزوستریس سوم در 1900 سال پیش از میلاد مسیح ستون یادبودی را بر پا کرد و روی آن حک کرد که : عبور از این مرز از راه زمین، آب ،با کشتی یا به همراه رمه های گوسفند ، برای تمام سیاه پوستان ممنوع است مگر برای خرید و فروش در بازار. در غیر این صورت هیچ وقت و در هیچ مورد هیچ سیاه پوستی حق ندارد با قایق در ورای ناحیه هه ، از رودخانه نیل به طرف دریا پیش رود. اصلا فکرش را هم نمی کرد که در 4000 سال بعد و در دنیایی مدرن نژاد گرایی یکی از بزرگترین معضلات بشری باشد.

نژاد گرایی شاید بر خلاف دیگر معضلات کنونی بشر که مربوط به جهان سوم می باشد سرچشمه هایش به دنیای مدرن باز می گردد. البته در زمان کنونی نیز کشور های غربی و مدرن سرشار از نژاد گرایی هستند.البته این بدان معنا نیست که کشور های جهان سوم عاری از نژاد گرایی هستند که اتفاقا نژاد گرایی در بعضی از این کشور ها بیداد می کند. مرز بندی های سیاسی در آفریقا و آسیا یکی از مهمترین عوامل گسترش نژاد گرایی در جهان سوم بوده است. در این نوشته سعی بر بررسی نژاد گرایی ایرانی و ارتباط آن با کورد ها است.

با روی کار آمدن صفویان تضاد حکومتی و قومی در ایران دگرگون شد و امپراتورئی شکل گرفت که تمام اقوام و مذاهب ایرانی را تحت لوای مذهب تشیع قرار داد.البته صفویان با تغییراتی که در اسلام عربی ایجاد کردند و با تلفیق آن با هویت ایران باستان گونه ای نوین از نژاد گرایی را در ایران به وجود آوردند. و این آغازی نو بود بر نژاد گرایی ایرانی . بعد از این دوران کورد ها به عنوان ملتی تحت سلطه،انواع ستم ها و ظلم ها را تجربه کردند.

بعد از انقلاب مشروطه و شکل گیری احزاب به صورت شبه مدرن در ایران نژاد گرایی در درون این احزاب نهادینه شد.حزب توده هر چند ایدئولوژیش مارکسیستی بود و مارکسیسم اساسا نقطه مشترکی با نژاد گرایی نداشت اما اعضا و کادر رهبری این حزب دارای اندیشه های شونیستی و نژاد گرایانه بودند . دیگر احزاب ایرانی نیز اعم از ملی گراها و مذهبی ها به گونه ای دارای اندیشه های نژاد گرایانه و شونیستی بودند . بعد از شکل گیری انقلاب 57 در ایران و روی کار آمدن مذهبیون نژاد گرایی ایرانیان بر علیه کورد ها به اوج خود رسید. روحانیون با استفاده از مذهب و آمیختن آن با ملیت فارس (ایرانیزه کردن اسلام) مردم ایران را بر علیه کوردها تحریک کردند. اقدامات قهر آمیز و مسلحانه حکومت در سال 58 به کوردستان اوج شونیسم و نژاد گرایی ایرانیان بود.در این سال بود که رژیم مذهبی ایران پس از تصویب قانون اساسی نژاد گرایانه خود و عدم توجه به سایر مذاهب و ملل دیگر در آن به کوردستان حمله ور شد و کوردها را مورد شدید ترین حملات قرار داد. بدین جرم که خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوقشان از سوی دولت مرکزی بودند.آنان خواستار ایجاد سیستمی بودند که با همه در آن بر اساس انسانیت رفتار گردد نه بر اساس نژاد و مذهب.

شونیسم ایرانی حتی خواندن و نوشتن به زبان کوردی را تهدیدی می دانست بر علیه اقتدار خودش.

یکی از مسایل قابل توجه در این باره این امر می باشد که مردم ایران نیز با این حرکت نژاد گرایانه حکومت کاملا همراهی کردند. پس از صدور فرمان حمله به کوردستان مردم زیادی از زنجان و رشت و اردبیل گرفته تا اصفهان و یزد و کرمان داوطلب اعزام به کوردستان شدند تا مزد تجزیه طلبان به روایت هیات حاکمه را کف دستشان بگذارند.زمانی که حکومت کورد ها را در کوردستان قتل و عام می کرد چه کسی ، کدام حزب ایرانی ، کدام گروه با این امر مخالفت کردند. اکثریت روشنفکران ایرانی و تقریبا تمام احزاب ایرانی آن زمان اعم از نهضت آزادی ، ملی مذهبی ها و حتی مردم عامه هم به نوعی موافق حمله به کوردستان بودند.

در هنگامه ای که ایرانی ها احساس خطر کنند تاریخ و تجربه ثابت کرده است که از هر نوع جنایتی بر علیه کورد ها ابایی نخواهند داشت. با نگاهی به حوادث بزرگ و فجایع بزرگ تاریخی کوردها از جمله جریان جمهوری مهاباد، قیام سال 58، حوادث قارنا و ایندرقاش ، حوادث تابستان 84و... مشخص خواهد شد که در تمام موارد ایرانیان در نقطه مقابل کوردها قرار داشته اند. نزدیکترین حادثه به زمان ما حوادث تابستان 84 باشد. هیچ کدام از احزاب ایرانی اعم از ملی گراها و مذهبی ها این جنایات را محکوم نکردند . در اروپا به مخالفت با این اقدام تظاهرات و مخالفت های زیادی صورت گرفت اما در ایران دریغ از حتی یک مخالفت و محکومیت کوچک.

حکومت ایران با اقداماتی از این قبیل کوردها را جدا از بدنه جامعه ایران قرار می دهد و جالب این جاست که آنان را تجزیه طلب می نامد.

احزاب کورد اعم از حزب دمکرات، کومه له و...با مبحث شونیسم و پیامد های آن به شیوه ای مبتدیانه بر خورد کرده و می کنند. شونیست های ایرانی مبنای رفتارشان را بر انکار ملت کورد، زبانشان ، فرهنگ و پیشینه تاریخیشان قرار داده اند.اما با این حال احزاب کوردی در در کنفرانس هایی شرکت می کنند که طرف اصلی و برگزار کننده آن همین شونست ها هستند.در کنفرانس های خود از همین شوینیست ها دعوت می کنند، با همین شونیست ها به گفتگو می نشینند و در بعضی موارد گفته های این شونیست ها را تایید می کنند. تفرقه افکنی این شونیست ها در بسیاری از موارد باعث ایجاد بحران در احزاب کورد شده است. با وجود این همه مشکلاتی که شونیست ها برای کوردها و احزابشان ایجاد کرده انداحزاب کرد هنوز هم دست از حمایت از آنان بر نمی دارند.

شونیست هایی که خواستار کسب قدرت در ایران هستند و به قول خودشان می خواهند مسایل کوردستان را حل کنند از قماش همان فاشیست ها ترکیه هستند که در اوایل سده بیستم بر روی کار آمدند و در اوایل خود را حامی کورد ها می دانستند اما نهایتا آن همه فاجعه و جنایات را به بار آوردند. در کل باید گفت که لازمه مبارزه ایجاد احزابی است که موضع گیری های به موقع، منطقی و عاقلانه و بدون تزلزل داشته باشند و به صورتی حرفه ای عمل کنند که دیگر زمانه مبتدیانه رفتار کردن به سر آمده است.

بژی کورد بژی کوردستان

زنده باد کورد زنده باد کوردستان

زنده باد احزاب کورد و کوردستان پژاک و پ.ک.ک

 


 
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387
خبر تاسف انگیز بشریت و انسانیت

بسمه تعالی
نامه ای از طرف گروهبان وظیفه غ- ح :
ایرانیهای عزیز، کردستانی های هم وطن می خواهم خبری سری و مخفیانه را از شهرستان " نقده " و " اشنویه " برایتان ارسال کنم بدین طریق که من روز جمعه 6 / 2/ 87 به عنوان مأمور حفاظت از صندوقهای رأی از طرف یگان ویژه ی ....  نیروی انتظامی اشنویه انتخاب شدم که در این حوزه ای که من بودم از همان بدو ورود به محل رأی گیری در اشنویه ( متاسفانه بدلایل امنیتی نمی توانم دقیقاً نام آن محل و مکان رأی گیری و نیز نام یگان ویژه ی نیروی انتظامی را به شما عرض نمایم زیرا احتمال اینکه شناسایی شوم بسیار است ) ناگهان افرادی که با ما آمده بودند و از مسؤلین صندوق رأی بودند ( به غیر از یکی دو نفر که کرد بودند و مراقب شمردن آرای صحیح جناح کردها بودند ) مشکوک به نظر رسیدند اوایلش زیاد توجه نکردم ولی کم کم از گفتگوهای طولانی با موبایلی که همراه داشتند کنجکاو شدم و بعد دیدم که مراقبین شمارش آرای جناح تورکها درگوشی شروع به پچ پچ کردن نمودند ، که کنجکاوی من بیشتر شد و بیشتر بهشان مشکوک شدم آخه من طی این مدتی که در نقده  و با سربازان و کادری های ترک زبان هستم راحت زبان ترکی متوجه می شوم-
به امام زمان قسم شنیدم که یکی از آنها به زبان ترکی به دوستش می گفت که در حوزه های دیگر چه خبر است؟ اوضاع روبه راه است؟ با رئیس مرکز نیروی انتظامی داخل شهر هماهنگ نموده اید؟ کسی خبر نداره که ؟ من هم همین که این جملات را شنیدم تعجب کردم و به روی خود نیاوردم اولش راستی خیال کردم به خاطر احتمال درگیری و ورود پژاک و کومله و .... به شهر  این حرفها را می زنند و احساس خطر می کنند ولی بعد به یقین کامل رسیدم که کاسه ای زیر نیم کاسه است و می خواهند طوری آرای این دو شهر را به نفع یکی تغییر دهند همچنان در این افکار بودم و هر بار هم مسؤلین ترک زبان بیشتر حرکات مشکوک از خود نشان می دادند من هم بیشتر دوست داشتم به آنها نزدیک شوم و جریان را بفهم همین طور با خود کلنجار می رفتم که یکی از آنها ناگهان درگوشی به دوستش گفت که احتمال بالا آمدن رأی کردهای خرابکار و ضد انقلاب و کافر زیاد است......... بعدش چیزهایی گفتند که زیاد نشنیدم آن روز همین جور گذشت تا اینکه به پایان رأی گیری رسیدیم – به امام حسین قسم این چیزی را که می گویم عین واقعیت است اگر دروغ بگویم خدا رویم را سیاه گرداند وقتی که صندوق رأی را شمردیم جمعاً 1970 رأی داشتیم که دقیقاً  1828 رأی به نفع جمال خضری نامزد کرد  و 97 رأی به نفع علی زنجانی نامزد ترک به صندوق ریخته شده بود و در این میان 45 رأی باطله هم داشتیم.
وقتی که مسؤلین و مراقبین جناح ترکها این حقیقت را فهمیدند خیلی ناراحت و پریشان حال گشتند ولی به خاطر حضور مسؤلین و مراقبین جناح کردها در آنجا به روی خود نیاوردند در این گیر و دار بود که مسؤلین طرفدار علی زنجانی با موبایل خودشان به دوستانشان در حوزه های دیگر مخابره می کردند که وضعیت از چه قرار است؟ البته زیاد متوجه نمی شدم ولی از همین چهره های برافروخته شان و نیز از طرز برخورد و گفتگو با ما و دوستانشان دقیقاً معلوم بود که در حوزه های دیگر شهر اشنویه هم وضع به همین منوال است. وقتی که رأی گیری و شمارش آرا در حوزه ی ما به اتمام رسید فرمانده پایگاه با من تماس گرفت که خودت تنهایی سری به مرکز فرمانداری شهر بزن احتمالا همراه مسؤلین صندوقهای رأی به نقده برگردی من هم فوری خودم را با پیکانی که برامون کرایه کرده بودند بدانجا رفتم وقتی رسیدم غوغایی برپا بود صندوقهای داخل شهر و روستاها یکی یکی به فرمانداری آورده می شدند به محض ورود بدانجا یک نظامی در لباس شخصی مرا صدا زد و گفت که سروان .... با شما کار دارد من هم وقتی به حضورش شرفیاب شدم دیدم چند تا کادری هم آنجا حضور دارند رو به من کرد و گفت که در اینجا حدود 13 صندوق پلمپ شده  داریم که تازگی از محل رأی گیری آورده شده اند لطف کنید آنها را به مرکز بایگانی ( در طبقه ی زیرزمینی ) ببرید و به مسؤل آنجا تحویل دهید
ما هم که صنوقها را برداشتیم دیدیم که اه این صندوقها پلمپشده نیستند بطوریکه آثار گشودن آن دقیقاً بر روی آن پیدا بود و هر 13 تاشون مهر و شماره ی مخصوص به خود داشتند خیلی تعجب کردم فوری در یکی از آنها را یواشکی باز کردم دیدم که گزارشات شمارش آرا و اوراق مهر و امضاء شده ی مسؤلین صندوق  آن داخلش گذاشته شده است باور کن داشتم شاخ در می آوردم فوراً بعد از بردن آنها به بایگانی سری به لیست صندوقهای تحویل داده شده و تحویل گرفته شده در فرمانداری زدم تا چنین صندوقهایی با چنین شماره و کدهایی که دارد در لیست بایگانی فرمانداری ثبت شده؟ خلاصه شماره درج شده و کد آنها را یادداشت کردم و بدانجا رفتم در آنجا به خاطر اینکه یکی شون دوست صمیمی من بود تونستم راحت در لیست صندوقهای مذکور با نام مرکز شعبشان استخراج نمایم خیلی تعجب کردم دیدم که چنین صندوقهایی با چنین شماره و مشخصاتی در این لیست نیستند و از قلم افتاده اند به دوستم که آنجا نشسته بود گفتم من حدود 13 صندوق پلمپ نشده را همراه یکی دو نفر به طبقه ی زیرزمین بایگانی فرمانداری بردیم دیدیم تمام گزارشات شمارش آرا و اوراق مهر و امضای شده ی مسؤلین سر صندوق  آن درش هست
جالبتر اینکه در این لیست بایگانی شمارش کل آراء هم درج نشده اند که ناگهان دوستم گفت : " تو چکار به این کارها داری حتماً در آخر آنها را هم در لیست شمارش کل آراء منظور می کنند و یا شایدم ... اصلاً خودت رو درگیر این ماجرا نکن به جهنم چکارش می کنند". راستش خیلی ناراحت شدم و به دوستم گفتم خدا را خوش نمی یاد که با رأی مردم بازی کنیم در این بین دوستم گفت که راستش بخوای این صندوقها به علت داشتن اکثریت آرای جمال خضری از جناح کردها در آن می خواهند در نتایج شمارش کلی آراء در مرکز لحاظ نکنند و به نوعی این چند صنوق را سر به نیست کنند و حالا هم دستور رسیده که فوراً این صندوقها به محل دیگری انتقال داده شوند تا در دسترس نباشند. در پایان گفت تو چقدر ساده ای بچه – باور کن در عین رأی گیری هم بارها تقلبی روی داده است و کسی نفهمیده است. خلاصه این جریان را تنها من و دوستم به آن مطلع هستیم و خدا می داند در این رأی گیری چه کارهای خلاف عرف و انسانیت که نکردند.( لطفاً این خبر را به رسانه های معتبر هم ارسال کنید ).

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 287883


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...